{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار

جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار
آخر غمت ، به دوش و دل و جان کشیده ام ...
دیدگاه ها (۱)

کاش میشد،دستِ آمدنت را گرفت....وپا گذاشت بر رویِ هرچه رفتن ا...

یادش بخیرما هم حرف زدن بلد بودیماز تهِ دل می خندیدیمبی خبر ب...

اﺯ ﺗﺮﺱ ﺑﯽ کسیﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﻬﺎی ﭘﯿﺶ ﭘﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩﭘﻨﺎﻩ ﻧﺒﺮ.... ﻫﺮ ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺍ...

از وسعت تنهایی ام آن قدر بگویم:تنها کس من بودی و من هیچ کس ت...

ییبو برای جان پنکه دستی رو نگه داشت جان هم برای ییبو چتر رو ...

جانا تو ز دیده اشک بیهوده مباردلتنگی من بس است دل تنگ مدارتو...

باز امشباز خیالِ تو غوغاست در دلمآشوبِ عشقِ آن قد و بالاست د...

عاشقانه های شبنم

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

اصلأ به دنیا آمدم دیوانه ات باشم گاهی یک نفر چنان با تار و پ...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

سخت‌ترین مرثیه، روضه دردانه خردسالی است که در پنج سالگی، داغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط