{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جمعه احوال عجیبی دارد

جمعه احوال عجیبی دارد
هر کس از عشق نصیبی دارد

در دلم حس غریبی جاری است
و جهان منتظر بیداری است

جمعه، با نام تو آغاز شود
یابن یاسین همه جا ساز شود

جمعه یعنی غزل ناب حضور
جمعه میعاد گه سبز حضور

جمعه هر ثانیه اش یکسال است
جمعه از دلهره مالامال است...

ابر چشمان همه بارانی است
عشق در مرحله پایانی است

کاش این مرحله هم سر می شد
چشم ناقابل ما تر می شد...
دیدگاه ها (۲)

من و دل آمده بودیم به مهمانی توهر دو لبریز غزل غرق گل افشانی...

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﻢ ﺷﺪﯼ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﻨﮏ ﺑﻮﺩﺗﻮ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﺁﺭﺯﻭﺕ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﺎ ...

چه زیبا میشد این دنیااگر شاه و گدا کم بوداگر بر زخم هر قلبیه...

با زبان گریه از دنیا شکایت می کنم از لب خندان مردم نیز ، حیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط