پاذت
پاذت۲۰
&اقای جئون؟
_یعنی چی...الان داری جدی میگی؟(عصبی و جدی)
الان داری میگی زن من نمیتونه بچه دار بشه
یعنی میگی ممکن بود بدتر از این بلا سرش بیاد
باید مثل روز اولش بشه یوری میفهمی لی گیوم باید درست بشه وگرنه دنیارو رو سرت خراب میکنم
&هرکاری از دستم بربیاد انجام میدم من میرم بقیه کار هارو انجام بدم
کوک:
وقتی اون خبرو شنیدم دنیا تو سرم خراب شدترسیدم حالم بد شد
فقط نشستم رو صندلی و دستمو رو صورتم گذاشتم و چشمامو بستم
من میخواستم فردا که اخر ماه بود ازش خاستگاری کنم
قرار بود ماه بعد تولدشو جشن بگیریم.
چند روز بعد:
یوری:
چشمامو باز کردم دیدم تو بیمارستانم و معده درد دارم ولی نسبتا کم شده بود
دیدم پرستار بالا سرمه
+ببخشید من چرا اینجام؟
#عزیزم بیدار شدی بزار دکترو صدا کنم بیاد
&سلام خانم یوری بیدار شدین حالتون چطوره؟
+من چرا اینجام اقای دکتر
&توده ی سرطانی توی معدتون ترکیده بود و باعث شده سم تو بدنتون تولید بشه و حالتون بد بشه و اقای جئون سریع اوردنتون اینجا
+توده ی سرطانی؟
&بله مگه نمیدونستید
+جونگکوک چیزی راجب ایم نگفته بود
&عاااا.....ممم...فکر کنم نمیخواسته نگرانتون بکنه
+یعنی چی الان چیشده
&معده و کل بدنتونو از داخل شستشو دادیم و درحال بهبود هستین
+یعنی دیگه معده درد نمیگیرم؟
&خیر،بزارین اقای جئون رو خبر کنم
......................
_یوری؟(اروم و کمی خوشحال)
😒.........+
_میدونم از دستم عصبانی وای ببین،بخدا اونطوری که فکر میکنی نیست ببین راجب اون حرف میزنیم بعدا الان چندتا سوال دارم
+چیه
_داروهاتو سر وقت خوردی؟
+چطور؟
_بگووو(جدی)
+یه روز نخوردم چون پیداش نکردم اخرین سری تو داروهامو دادی خوردم و بعد پیدا نکردم کجاست نتونستم بخورم منتظر بودم بیای شب ولی دیر اومدی منم خوابیدم تا اینکه دیگه صبح اون اتفاق افتاد
الان امروز چند روزه من اینجام؟
_۳روز،وایسا الان داری میگی ۲۴ساعت داروهاتو نخوردی
+اره خب مگه چی میشه،تازه تو بهمنگفته بودی توده ی سرطانیه،بعدش بهم خیانتم کردی
_اوففف یوری بهت خیانت نکردم توضیح میدم بهت الان قضیه جدی تر از اونه
+یعنی چی دکتر که گفت دارم خوب میشم
_......ببین یه اتفاق دیگه هم افتاده ولی باید اروم باشی
+چیشده(نگران)
_به رحمت اسیب رسونده قده و.....خب...
+چیشده بگو دیگه
_فکر کنم دیگه نمیتونی حامله بشی
+.......؟
_ببین قول میدم بهت بهترین دکتر دنیارو بیارم تا خوب بشی
+.......؟
_یوری
+گمشو بیرون
_یوری داروهات تو اتاق کار من بود باید میرفتی برمیداشتی
+تو بهم گفته بودی نرم اتاق کارت
_.....خب....واییی الان یکم استراحت کن دوباره میام
یوری:
وقتی اون خبرو شنیدم نمیخواستم دیگه زنده باشم یعنی چی هیچوقت نمیتونم بچه دار بشم
حس مادر بودنو نفهمم
وقتی کوک رفت بیرون اشک از چشمام اومد
با اینکه تا الان بچه دار نشدم وای حس بدی بود برام
چند روز بعد:
مرخص شدم و رفتیم خونه و من نشستم رو مبل
_یوری چیزی میخوری؟
+نمیخوام بیا بشین(عصبی)
اومد نشست کنارم
_یوری راجب اون روز ببین هفته ی پیش من چند روز بود میرفتم بار خب یکم عصبی بودم ولی قسم میخورم به هیچ دختری دست نزدم بعد از اون
اون شب که فیلمه بهت فرستاده شده بود دوستام منو مست کرده بودن و بعد نمیدونم چطور اون دختره اومده بود بغلم اصلا من فقط اسم تورو میگفتم اگه ببینی تو ویدیو افتاده،ببین اون اشتباه اونو فراموش کن خب؟
+چطوری فراموش کنم داشتی نازش میکرد و میخندیدی
_یوری
+حتی نمیتونی معذرت خواهی کنی
_نه نه....ببین یوری ببخشید.ببخشید...قبول دارم اشتباه کردم
باشه؟
+مممم...کوک....من از زندگیم خسته شدم😭😭
_یوری گریه نکن..یوری
+نمیتونم بچه دار شم....توهم دیگه دوستم نداری
بغلم کرد و اشکامو پاک کرد
_یوری دیگه همچین حرفی نزن فهمیدی...من عاشقتم و عاشقتم میمونم
+قول بده
_قول میدم،بعدش بهترین دکترو میارم تا معاینت کنه
😭😭😭+
_یوری اروم باشش
.......+
_فردا میخوام ببرمت یه جایی میخواستم اخر ماه ببرمت ولی نشد فردا اماده باش
+همم
فردا شب:
یه لباس مشکی چسبان اکلیلی و کوتاه و یقه قایقی و استین دار و کفش پاشنه بلند جلو باز و موهامم باز گذاشتم و ارایش ملایم کردم و ادکلن شکلاتی و وانیلیمو زدم و کفمو برداشتم و رفتم پایین
+اماده ام(سرد)
_واو ببین کی اومد،خوشگل من بریم
+همم
رفتیم و منو برد یه جای خیلی خوشگل فقط منو اون بودیم و کارکنا رفتیم نشستیم کنار پنجره که ویوی خوبی داشت و غذا رو خوردیم و تموم شد و که یهو...
_چشماتو ببند
+چرا
_ببند دیگه
چشمامو بستم
_حالا باز کن
+ک...ک..کوک؟
کقتی چشمامو باز کردم دبدم زانو زده و
ادامه پارت بعد✨
&اقای جئون؟
_یعنی چی...الان داری جدی میگی؟(عصبی و جدی)
الان داری میگی زن من نمیتونه بچه دار بشه
یعنی میگی ممکن بود بدتر از این بلا سرش بیاد
باید مثل روز اولش بشه یوری میفهمی لی گیوم باید درست بشه وگرنه دنیارو رو سرت خراب میکنم
&هرکاری از دستم بربیاد انجام میدم من میرم بقیه کار هارو انجام بدم
کوک:
وقتی اون خبرو شنیدم دنیا تو سرم خراب شدترسیدم حالم بد شد
فقط نشستم رو صندلی و دستمو رو صورتم گذاشتم و چشمامو بستم
من میخواستم فردا که اخر ماه بود ازش خاستگاری کنم
قرار بود ماه بعد تولدشو جشن بگیریم.
چند روز بعد:
یوری:
چشمامو باز کردم دیدم تو بیمارستانم و معده درد دارم ولی نسبتا کم شده بود
دیدم پرستار بالا سرمه
+ببخشید من چرا اینجام؟
#عزیزم بیدار شدی بزار دکترو صدا کنم بیاد
&سلام خانم یوری بیدار شدین حالتون چطوره؟
+من چرا اینجام اقای دکتر
&توده ی سرطانی توی معدتون ترکیده بود و باعث شده سم تو بدنتون تولید بشه و حالتون بد بشه و اقای جئون سریع اوردنتون اینجا
+توده ی سرطانی؟
&بله مگه نمیدونستید
+جونگکوک چیزی راجب ایم نگفته بود
&عاااا.....ممم...فکر کنم نمیخواسته نگرانتون بکنه
+یعنی چی الان چیشده
&معده و کل بدنتونو از داخل شستشو دادیم و درحال بهبود هستین
+یعنی دیگه معده درد نمیگیرم؟
&خیر،بزارین اقای جئون رو خبر کنم
......................
_یوری؟(اروم و کمی خوشحال)
😒.........+
_میدونم از دستم عصبانی وای ببین،بخدا اونطوری که فکر میکنی نیست ببین راجب اون حرف میزنیم بعدا الان چندتا سوال دارم
+چیه
_داروهاتو سر وقت خوردی؟
+چطور؟
_بگووو(جدی)
+یه روز نخوردم چون پیداش نکردم اخرین سری تو داروهامو دادی خوردم و بعد پیدا نکردم کجاست نتونستم بخورم منتظر بودم بیای شب ولی دیر اومدی منم خوابیدم تا اینکه دیگه صبح اون اتفاق افتاد
الان امروز چند روزه من اینجام؟
_۳روز،وایسا الان داری میگی ۲۴ساعت داروهاتو نخوردی
+اره خب مگه چی میشه،تازه تو بهمنگفته بودی توده ی سرطانیه،بعدش بهم خیانتم کردی
_اوففف یوری بهت خیانت نکردم توضیح میدم بهت الان قضیه جدی تر از اونه
+یعنی چی دکتر که گفت دارم خوب میشم
_......ببین یه اتفاق دیگه هم افتاده ولی باید اروم باشی
+چیشده(نگران)
_به رحمت اسیب رسونده قده و.....خب...
+چیشده بگو دیگه
_فکر کنم دیگه نمیتونی حامله بشی
+.......؟
_ببین قول میدم بهت بهترین دکتر دنیارو بیارم تا خوب بشی
+.......؟
_یوری
+گمشو بیرون
_یوری داروهات تو اتاق کار من بود باید میرفتی برمیداشتی
+تو بهم گفته بودی نرم اتاق کارت
_.....خب....واییی الان یکم استراحت کن دوباره میام
یوری:
وقتی اون خبرو شنیدم نمیخواستم دیگه زنده باشم یعنی چی هیچوقت نمیتونم بچه دار بشم
حس مادر بودنو نفهمم
وقتی کوک رفت بیرون اشک از چشمام اومد
با اینکه تا الان بچه دار نشدم وای حس بدی بود برام
چند روز بعد:
مرخص شدم و رفتیم خونه و من نشستم رو مبل
_یوری چیزی میخوری؟
+نمیخوام بیا بشین(عصبی)
اومد نشست کنارم
_یوری راجب اون روز ببین هفته ی پیش من چند روز بود میرفتم بار خب یکم عصبی بودم ولی قسم میخورم به هیچ دختری دست نزدم بعد از اون
اون شب که فیلمه بهت فرستاده شده بود دوستام منو مست کرده بودن و بعد نمیدونم چطور اون دختره اومده بود بغلم اصلا من فقط اسم تورو میگفتم اگه ببینی تو ویدیو افتاده،ببین اون اشتباه اونو فراموش کن خب؟
+چطوری فراموش کنم داشتی نازش میکرد و میخندیدی
_یوری
+حتی نمیتونی معذرت خواهی کنی
_نه نه....ببین یوری ببخشید.ببخشید...قبول دارم اشتباه کردم
باشه؟
+مممم...کوک....من از زندگیم خسته شدم😭😭
_یوری گریه نکن..یوری
+نمیتونم بچه دار شم....توهم دیگه دوستم نداری
بغلم کرد و اشکامو پاک کرد
_یوری دیگه همچین حرفی نزن فهمیدی...من عاشقتم و عاشقتم میمونم
+قول بده
_قول میدم،بعدش بهترین دکترو میارم تا معاینت کنه
😭😭😭+
_یوری اروم باشش
.......+
_فردا میخوام ببرمت یه جایی میخواستم اخر ماه ببرمت ولی نشد فردا اماده باش
+همم
فردا شب:
یه لباس مشکی چسبان اکلیلی و کوتاه و یقه قایقی و استین دار و کفش پاشنه بلند جلو باز و موهامم باز گذاشتم و ارایش ملایم کردم و ادکلن شکلاتی و وانیلیمو زدم و کفمو برداشتم و رفتم پایین
+اماده ام(سرد)
_واو ببین کی اومد،خوشگل من بریم
+همم
رفتیم و منو برد یه جای خیلی خوشگل فقط منو اون بودیم و کارکنا رفتیم نشستیم کنار پنجره که ویوی خوبی داشت و غذا رو خوردیم و تموم شد و که یهو...
_چشماتو ببند
+چرا
_ببند دیگه
چشمامو بستم
_حالا باز کن
+ک...ک..کوک؟
کقتی چشمامو باز کردم دبدم زانو زده و
ادامه پارت بعد✨
- ۲۶.۰k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط