{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید با من حرف می زدی

باید با من حرف می زدی
من محتاج یک جمله بودم
جمله ای از تو
که مرا از آغوش زنجیرهای ننوشتن، برهاند.
باید با من حرف می زدی
تا چیزی می نوشتم
کلید ادامه ی زندگی، در حنجره ی تو بود!
در صدای تو!
تویی که در من، من را گم کرده بودی ..

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★
دیدگاه ها (۴)

My best friend

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part46و به صورتم خیره شدمن:سعیدتوروخداسعید:چی...

LESSON

پارت شانزدهم چشم‌هاش پر از خواهش و یه حسِ شیرینِ عاشقی بود....

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫀🫂ای چشمهات وسعت پرواز زند...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط