{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم

صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم
که ز دیدن تو بی‌هوش و ز گفتن تو مستم
 
دل تنگ خویشتن را به تو می‌دهم، نگارا
بپذیر تحفهٔ من، که عظیم تنگ دستم.
 
"اوحدی مراغه ای"
دیدگاه ها (۱)

در بیداری نشد در خیال که میشود چمدانت را ببندی و در باران بر...

و از بین تمام روسری هایت «باد» را بیشتر از همه دوست دارم به...

پاییز جان! تا میتوانی زرد شو انار هایت را قرمز کن برگهایت را...

حتی شمعدانی کنار پنجره ات هم نشدم که حواست به من باشد که به ...

خواب ز چشمانم پریده شبانه هستم بیدارسوی چشمانت دیده شروع کنم...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 نیامد وقت آن کز من بخواهی عذرِ آزارت؟ ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞✿ می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط