ادامه پارت 95
ادامه پارت 95
مرده کت شلوار پوش تک ابرو بالا انداخت و گفت: میدونی به شانس تو من آدم خوبی هستیم ... نگاهی به کنارش انداخت و به آن مرد های دیگه ای گفت : این پسر خاله رو ببرید درمانگاه خودمون ... نگاهی به سوهی انداخت و گفت : این خاله جون رو ببر عمارت کنار درمانگاه
مرده خواب بعد از گفتن چشم سمته بیونگ رفت ... مرد کت شلوار پوش گفت : خب راه بیافت دیگه
دختره هنوزم بت بغض و ریختن اشک به سوهی و بیونگ سو نگات میکرد همش تقصیر خودش بود همش باید به حرف سوهی گوشمیکرد تا به این روز نیافتاده بودن مرده کت شلوار پوش محکم مچ دست ات را گرفت و به دنبال خودش میکشاند دخترک کمی تقلا کرد ولی به آن کشیدنی که او میکرد نمیتوانست خودش را خلاص کنه .....
شرط پارت بعدی ..
۱۰۵ کامنت
۷۵ لایک
شرط ها رسیدن پارت بعدی رو میزارم البته کای باید معذرت خواهی کنه دفع پیش شرط ها رسیدن ولی وقت نکردم تا براتون پست بزارم ولی دیگه تکرار نخواد شد ... فعلا گود بای
مرده کت شلوار پوش تک ابرو بالا انداخت و گفت: میدونی به شانس تو من آدم خوبی هستیم ... نگاهی به کنارش انداخت و به آن مرد های دیگه ای گفت : این پسر خاله رو ببرید درمانگاه خودمون ... نگاهی به سوهی انداخت و گفت : این خاله جون رو ببر عمارت کنار درمانگاه
مرده خواب بعد از گفتن چشم سمته بیونگ رفت ... مرد کت شلوار پوش گفت : خب راه بیافت دیگه
دختره هنوزم بت بغض و ریختن اشک به سوهی و بیونگ سو نگات میکرد همش تقصیر خودش بود همش باید به حرف سوهی گوشمیکرد تا به این روز نیافتاده بودن مرده کت شلوار پوش محکم مچ دست ات را گرفت و به دنبال خودش میکشاند دخترک کمی تقلا کرد ولی به آن کشیدنی که او میکرد نمیتوانست خودش را خلاص کنه .....
شرط پارت بعدی ..
۱۰۵ کامنت
۷۵ لایک
شرط ها رسیدن پارت بعدی رو میزارم البته کای باید معذرت خواهی کنه دفع پیش شرط ها رسیدن ولی وقت نکردم تا براتون پست بزارم ولی دیگه تکرار نخواد شد ... فعلا گود بای
- ۳۰.۵k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط