{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می روم چون سایه ای تنها نمی دانم کجا

می روم چون سایه ای تنها نمی دانم کجا
خویش را گم کرده ام اما نمی دانم کجا


سر به صحرا می نهد دریا نمی دانم چرا

دل به دریا می زند صحرا نمی دانم کجا
دیدگاه ها (۸)

آیادرجاده های روزجایی مانده استکه در آن پرسه زنم؟چشمانتتمام ...

خیـالـټ تخـٺ!نـہ دلـتنگـم... نـہ دوستـټ دارم!فقـط بغـۻ دارݥ....

تنہایےشاهڪارےمےسازدبہ نام‌دیوانگے..!و من‌این‌شاهڪار رابہ‌قیم...

تلخیِ روزگاراز اون جایی شروع میشهکه خیلی چیزا رو میشه خواستا...

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم واندراین کار دل خویش به دری...

کسی هرگز نمی داند.چه سازی می زند فردا.چه میدانی تو از امروز....

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط