{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رسم روزگار

رسم روزگار

آدمها می آیند
زندگی می کنند
می میرند و میروند..
اما فاجعه ی زندگی تو
آن هنگام آغاز می شود که
آدمی میرود اما نمی میرد!
می ماند
ونبودش دربودن تو
چنان ته نشین می شود
که تومی میری
درحالی که زنده ای...
دیدگاه ها (۱)

تن من زندان است و منم زندانی تن من زندان است و منم زندانی...

به جرم هیچ در زندان تن زندانی ام امشب شبیه سایه می مانم کمی...

تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست... ر...

با او باش در هیاهوی زندگی دریافتم ؛ چه بسیار دویدن ها که فق...

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط