{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیری است که عشقی از تو

دیری است که عشقی از تو
در من نمانده
در زندان کوچک تو
ما شبیه پروانه ها هستیم
و برای گریز از یکدیگر
به شیشه های پنجره کوبیده می شویم
دیدگاه ها (۶)

و از تمام توتنها "شب" برایم مانده استو چشم هایمکه خیالت را ب...

این قبیله..... .‌ . .

به حرمت نان و نمکیکه باهم خورده ایم...نان را تو ببرکه راهت ب...

خدا بعضی ها رااز چشمهای‌شان آفریدهاول چشم‌های مرا آفریده مثل...

مستان همه افتاده و ساقی نمانده... یک گل برای باغبان باقی نما...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

مستان همه افتاده‌... و ساقی نمانده... یک گل برای باغبان، باق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط