{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍃 🍃 🌸

🍃 🍃 🌸
زمان میخواست یڪــــ ساعتـــ بیشتر مهمانِ تابســــــتون باشہ

ڪــاش می آمدے هر جا ڪہ بودے
و باهم آخرین لحــظات تابستان را حس میڪـردیم
و من دیــــگر ترسی از پایــــــیز نداشتم بی تو....


افسوس که آخرین صفر عاشقی تابســتون
هم بی تو گذشت و نیامدے
❤ ️❤ ️:❤ ️❤ 🍃 🍃 🌸
پــاییزتــــ ؏ـاشقانہ
*#؏اشــــقانہ-هاتــــ-جاودانہ*
دیدگاه ها (۴)

چقدر صدای آمدن پاییزشبیه صدای قدم های تو بودملتهب، مرموز، دو...

تنهـــــایینام دیگر پاییــــــــــز استهر چه عمیق تـــــــــ...

دست حیدر رفت بالا ، عرشیان دل باختنداز شعف ؛ در عرش اعلاء ؛...

باید بازیگر شوم ،آرامش را بازی کنم …باز باید خنده را به زور ...

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

و هنوز #تـღـو ↬ رادر تار و پود شعرمیتوان نوشتــــمیشود داشتـ...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط