{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در سرابستان عشقت

در سرابستان عشقت
می خندم
چه شود‌گر نفسی باز گویم
داستان عشق دیرینه را
تا شبی که بر سر خاکم گذری
من به لبهای تو پیغام برم
یا به گیسوی تو پیوندی سازم
یا به چشم تو
با تو آن لحظه که چشمان تو می‌خندد
هستم
بی تو اما نیستم
دیدگاه ها (۰)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

بازی با آتیش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط