تابستون چند سال پیش, آخر شب بود که خسته و کوفته و خواب ال
تابستون چند سال پیش, آخر شب بود که خسته و کوفته و خواب الود رفتم بخوابم, قبل خواب به دوست....... اس دادم و گفتم: شبت بخیر عزیزم, خوابای نیلوفری ببینی, بوووووووووس, جواب اومد: شب تو هم بخیر عشقم,,,,,,بابا جان کاشکی همیشه ما رو با دوست.....اشتباه بگیری,,,بعدش صدای خنده بابا و مامان , خونرو برداشت.
- ۱.۸k
- ۲۲ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط