{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان حامیم

رمان حامیم
پارت۴۷

حامیم: مامان مامان

جانا: مامان پاشو

حامیم: علیرضا کمک کن ببریمش پایین

علیرضا: باشه

نیم ساعت بعد...

حامیم: مامان خوبی؟!

لیلا: آره پسرم خوبم

باران: بزار آب قند بیارم براتون مامان لیلا

لیلا: زحمت‌نکش عزیزم

حامیم: میخای بریم دکتر؟

لیلا: نه خوبم

کیوان: حامیم پاشو ببریمش دکتر اینطوری که نمیشه

حامیم: آره مامان پاشو بریم پاشو

لیلا: خوبم میگم بچه ها نیاز نیست

باران: بیا مامان لیلا اینو بخور

لیلا: دستت درد نکنه دخترم

حامیم: میخام برم اردبیل میاین؟

باران: اردبیل برا چی؟!

حامیم: میرم فریدو ببینم

لیلا: عه گفتین بهشون

جانا: اره‌مامان خیلی وقته

حامیم: خب میاین؟

جانا: من ک‌ میام

حامیم: همه بریم بهتره

لیلا: میخاین منم بیام؟

حامیم: نه مامان شما بمون‌خونه ما میریم و برمیگردیم

باران: کی راه بیوفتیم؟

حامیم: فردا صب ساعت ۵ و نیم اینا راه میوفتیم

باران: باشه

حامیم: برید وسایلاتونو جمع کنید بزارید یه گوشه بریم بیرون یکم حالمون عوض شه

جانا: باشه بریم

یگانه: اشکال نداره من نیام؟

حامیم: چرا نیای؟

یگانه: زیاد حالم‌خوب نیست

کیوان: چرا؟

یگانه: نمیدونم حالم‌خوب نیست دیگه

کیوان: بیا بریم بهتر میشی

یگانه: باشه پس

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۵)

ردیف یک😂🤍✨️

معرفی میکنم: قفلی جدید😂💔

رمان حامیمپارت ۴۶کیوان: وای خدایا ینی چی آخهجانا: آروم باشید...

تایید یا تکذیب😂💔✨️

فصل چهارم قسمت هفتمبعد از عکس برداری:آی در ذهنش : حالم خیلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط