{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم چایی ریختم نشستم کنار شوگا

رفتم چایی ریختم ، نشستم کنار شوگا
شوگا: ا. ت
ا. ت: جانم
حلقه از جیبش در آورد
شوگا: باهام ازدواج میکنی
دستمو رو صورتم گذاشتم
ا. ت: آره
شوگا : حالا بیا اینجا ببینم
رفتم بغلش
ا. ت: ببین من زحمت کشید کیک درست کردم
شوگا : خب برام بکش
ا. ت: خیلی تنبلی
شوگا😁
کیک خوردیم و رفت خواب به مامانم پیام داد و گفتم قضیه
خوابیده بودیم ساعت دوازده ظهر بود زنگ خونه خورد
شوگا: کیه
ا. ت: نمیدونم، بزار در باز کنم ببینم

در باز کردم
ا. ت؛ مامان
م. ت: جان
ا. ت: تو کی اومدی
م. ت: پیاممو ندیدی خواب آلو
ا. ت:نه بیا تو ، سلام بابا
ب. ت: سلام
شوگا از اتاق اومد بیرون
شوگا: سلام، خوبید
م. ت: سلام
ب. ت: سلام
هیچی دیگه تصمیم گرفتن فردا عقد کره بگیریم و بریم عروسی ایران
دیدگاه ها (۰)

پرش زمانی به فردا صبح عروسی و عقد کره خیلی مزخرفه ناموسن 1سا...

پرش زمانی به روز حنا بندون تو ایران چون آدمه بی عصبی هستم فق...

شام رو میز چیدم شوگا از حموم اومد رفت تو اتاق لباس پوشیداومد...

فیک فداکاری پارت 8پرش زمانی به سه سال بعد امروز شوگا از سربا...

وانشات فیک تهیونگ

Mafia lave پارت ششم

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط