یادش به خیر
یادش به خیر . . . .
همان سال بود . . . .
همان سالی که تاک باغچه خشک شد . . . .
دگمه های دستپاچه ی پیراهنت ،
بین انگشت های ناشی ی منمیلرزیدند . . . .
وقتی گل های دامنم ،
یکی یکی سرخ میشدند ،
تو مرداد بودی . . . .
و سرزمین من ،
آنقدر شیراز داشت . . . .
که مستت کند ،
و ما . . . .
تمامِ زندگی رابا هم ،
تلو تلوخوردیم . . . . !
همان سال بود . . . .
همان سالی که تاک باغچه خشک شد . . . .
دگمه های دستپاچه ی پیراهنت ،
بین انگشت های ناشی ی منمیلرزیدند . . . .
وقتی گل های دامنم ،
یکی یکی سرخ میشدند ،
تو مرداد بودی . . . .
و سرزمین من ،
آنقدر شیراز داشت . . . .
که مستت کند ،
و ما . . . .
تمامِ زندگی رابا هم ،
تلو تلوخوردیم . . . . !
- ۲۲۰
- ۲۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط