{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی تهکوک

چند پارتی تهکوک:
《کشیش جوان با استرس عرق رو پیشونیش رو پاک کرد و برای بار چهارم سؤالش رو تکرار کرد:》
کیشیش:آیا وکیلین آقای کیم؟
خیره به چشم های مشکی جونگکوک آب دهنش رو قورت داد،یه نگاه به اطراف انداخت که لب زنی مادرش رو دید!
سوهی:بگو بله!بگو بله!(سوهی مادر تهیونگه)
تابی به چشم هاش داد،دست های مشت کرده جونگکوک نشون میداد که اگه یکم دیگه دست دست می‌کرد،با همون دست ها سرش به دیزاین قشنگ گرون قیمت روی میز کوبیده می شد
تهیونگ:《بله》

تشویق حضار بلند شد!!
خبر نگار ها پشت سر هم عکس می گرفتند،فلش دروبین ها دیگه داشت رو اعصاب میشد!
_وای خدا اونا خیلی بهم میان
_منم دلم خواست ازدواج کنم
_عکس های بیشتری بگیر
_فکر می کنید بتونیم باهاشون مصاحبه کنیم؟
_کیم تهیونگ چرا اینقدر دیر جواب داد؟!
_میگن جونگکوک مجبورش کرده باهاش ازدواج کنه....
_صداتون رو بیارین پایین احمق ها

این چرت و پرتایی بود که به زوج تازه ازدواج کرده می‌رسید!

به تهیونگ که حتی سعی نمی کرد یکم اون قیافه بی میلش رو درست کنه...نگاه بدی انداخت...
کیشیش که دید سرو شدا های مهمونا داره زیاد میشه به عمد کتاب توی دستش رو محکم بست تا سرو صدا ها آروم بشه.



بقیش رو هم خواستید میخوام یه پیج بزنم توش ادامش رو بزارم🎀🫂
دیدگاه ها (۵)

الان اگه اینقدر کیوتی جیمین رو داشتم الان تو زندگیم یه یونگی...

نهههه نیموخوامممم عرررررررررررررررررررررررر ناظممون خیلی سگه...

بچه ها بخوام تهکوک بنویسم حمایتم می کنید؟🥲🎀

بابا دو دیقه وایسین ببنم کی به کیهههعه

"بوسه آتش بر گونه رز "part ۳-میبینم شما دوتا صمیمی شدین!تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط