{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاتب سرنوشت

کاتب سرنوشت،

برای هرکس چیزی نوشت،

نوبت ما ک رسید قلم افتاد،

دیگرهیچ ننوشت؛

خط تیره گذاشت و

گفت تو باش اسیر سرنوشت
دیدگاه ها (۱)

دیدمت لرزید دستم ، چادر اُفـتــاد از سرمیک نفر پرسید:خوبی؟!گ...

نگو هرگز خداحافظ خداحافظ که میگویی دلم از درد میمیرد تو دوری...

دلم که تنگ میشود چشمهایم شروع به نوشتن میکنن

دست نوشتہ ام دیگر احساسم را نمےرساند…اگردستم بہ تو م...

ادامه‌ی سناریوی استری کیدز

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۹۵مین جی گنگ گفت : اینو ولش کن .. ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط