{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستــ ـم را بالا مــ ـی برم 

دستــ ـم را بالا مــ ـی برم 

و آسمان را پایین مــ ـی کشــ ـم 

مــ ـے خواهــــــ ـم بزرگـــ ـی زمین را نشان آسمان دهــــ ـم ! 
تا بداند 
گمشده ے من 
نه در آغــــ ـوش او . . . 

که در همین خاک بـــــــ ـی انتهاست 

آنقدر از دل تنگــ ـی هایـــ ـم برایش 
خواهـــ ـم گفت 
تا ســـ ـرخ شود . . . 
تا نــــ ـم نــــ ـم بگرید . . . 

آن وقت رهایش مـــ ـی کنـــ ـم 

و مـــ ـی دانــــــ ـم 
کســـــی هـــ ـرگــ ـز نــــ ـخواهد دانست 

غـــ ـم آن غروب بارانــــ ـی 

همه از دلتنگـــ ـی هاے من بود . . .
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱

Between Sleep and Breath

007-آلما ویسکی - پارت ۵۹

دروغی که واقعی شد

נستــ ـم را بالا مــ ـے برҐ و آسمان را پایین مــ ـے کشـــ ـم...

נستــ ـم را بالا مــ ـے برҐ و آسمان را پایین مــ ـے کشـــ ـم...

‌‌‌‌‌‌‌...یـ‌ک #روز مـ‌ی‌رسـ‌د کـ‌ه در #آغـ‌وش گـ‌یـ‌رمـ‌تهـ...

و چـ ـه بـ ـی پـــ ـروادلــ ـم آغــ ـوش ممــنوعـ ـه ای را می...

و مـ‌رگ پـ‌ایـ‌ان خـ‌وش هـ‌مـ‌ه نـ‌اخـ‌وشـ‌ی هـ‌اسـ‌ت(:🚶🏻‍♂️...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط