{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۹ فیک عشق مافیا

پارت ۹ فیک عشق مافیا
و راه افتادن و کوک ات رو جلوی خونش گذاشت
ات : ممنونم اقا خرگوشه
کوک : خواهش می کنم خانم خوشگله
خندیدن
ات: خداحافظ
کوک : خداحافظ
ویو ات
لباسام رو در اوردم و دراز کشیدم واقعا خوشحالم خیلیییی البته اون پدر و مادرم رو کشت ولی چه میشه کرد

ویو کوک
ات رو رسوندم و رو تخت داراز کشیدم خیلی خوشحالم چون میخوام با ات از دواج کنم ولی دختر خوبیه با اینکه میدونه من پدر و مادر گشتم ولی باهامه
فردا صبح
رفتم کافه تا به ات کمک کنم تا کاراش زود تموم شه
*پرش زمانی *
کارها تموم شد
ات : ممنونم ازت
کوک : کاری نکردم راستی یه لباس برای فردا دیدم که خریدیمش و فردا میرسه دستت
ات : ممنونم
کوک : کاری نکردم
کوک : بیا برسونمت
ات : ممنون
کوک و ات چیزی نگفتن و راه افتادن و رسیدن که ات .......
۲۵ لایک
چون عاف هستم حمایت کنید
گفتم ۲۵ لایک که اومدم ببینم لایک گرفته یا نه
دیدگاه ها (۱۶)

پارت ۱۰ فیک عشق مافیا و ات پرید بغل کوک‌ و لباشو سطحی بوسید ...

نام رمان : مافیا کرهتعداد پارت : نا معلوم ژانر : مافیایی معم...

رمان درخواستی و جنایی میخوام بنویسم کدوم خوبهنظر بدید لطفاً...

پارت ۸ فیک عشق مافیا که یهو کوک رفت جلو و ات رو بغل کرد کوک ...

#چرا -من PART6ات چون ...... اون حرفا چی بود تو گفتی(گریه ، د...

(پارت هشتم) to mal mani (فردا ساعت 10)ویو الیزابت*از خواب قش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط