{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشود

نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشود

دل که اسیر شد دگر ساده رها. نمیشود

 باز تویی که آمدی واژه به شعر من دهی

دِین غزل سرایی ام بر تو ادا نمیشود

 در دل من چه آتشی عشق رخت بپا نمود

سوز و گداز عاشقان هیچ دوا نمیشود

 حبس ابد سزای من چون که رها نمیشوم

سحر سیاه چشم تو وای که وا نمیشود

 کاش رسیم ما به هم فاصله گم شود دمی

غرق دعا و حاجتم حیف روا نمیشود …
دیدگاه ها (۱)

نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشوددل که اسیر شد دگر ساده رها...

نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشوددل که اسیر شد دگر ساده رها...

🌸❤نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشوددل که اسیر شد دگر ساده ر...

تقدیم به جانانم🫀🌹نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشوددل که اسی...

نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشوددل که اسیر شد دگر ساده رها...

نقش تو در خیال من، هست و جدا نمی شوددل که اسیر شد دگر، ساده ...

شعر در مدح حضرت زینب کبری سلام الله علیها

نگاه کُن که غم درون دیده‌امچگونه قطره قطره آب می‌شودچگونه سا...

چگونه قطره قطره آب می شود چگونه سایه سیاه سرکشم اسیر دست آفت...

نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود چگونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط