{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد عاشق شدنت درد بباری کافیست

بعد عاشق شدنت درد بباری کافیست
هی برایش غزل و اشک بکاری کافیست

در به در فکر کنی راه بسازی سمتش
بشنوی از همه کس : گریه و زاری کافیست!

هی فراموش کنی جان و عزیزم هایش
جان بگوید به کسی فردِ کناری کافیست ..

من پریشان شدم از بس که تو دوری از من
شب به شب در غزلم پا بگذاری کافیست

من اسیرت شدمُ عشق زمین گیرم کرد
تو به کار دلِ من کار نداری .. کافیست

اینهمه بغض به یک لحظه فرو میریزد
بوسه ای گر بزنی بر لب یاری .. کافیست
دیدگاه ها (۴)

عطر پیچکهای گیسویت مراهمچنان پروانه بازی می دهدباغ سرسبز نگا...

تووی زندگی هر کسی باید "1" نفر باشد که بتوانی بی ترس و دلهر...

توی زندگی هر کسی باید یک نفر باشد که ... ... تووی زندگی هر ...

تووی زندگی هر کسی باید "یک" نفر باشد که بتوانی بی ترس و دلهر...

وقتی که تشنگی به نظر تاب می خوردماهی ز تنگ تنگ خودش آب می خو...

داستانکوتاه .انفجار بزرگ اثر گلشیری .3گفتم: «آخه نامرد، جمعه...

- من هنوز به زندگیِ بدون تو عادت نکردم .هنوز یاد نگرفتم ۲۴ س...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

"یکی از همین روزهای سرد آذرماه"-چقدر کم حرف شدی+حوصله ندارم-...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط