{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برایم کـــف زدند,

برایم کـــف زدند,
در آغوشـم گرفتند....
تایید و تشویقـــم کردند,
که آخر فراموشت کـردم....
دیگر تا ابد بر لـبانم لبخندی تَصنـعی مهــمان است.....
امـا بیـنِ خودمـان باشد ،
هـنوز تنـها دلبــرکم تو هسـتی...!
باورم کن که به وسعت دریا و به اندازه ی زیبایی چشمانت
هنوز در من شمعی روشن است,
و من…
در انتهای غروب , نگاهم را بسوی مشرق چشمانت دوخته ام...
تا بازتاب صداقتمان در دستان
تو تجلی کند …
دیدگاه ها (۲۳)

یک شبی مجنون نمازش را شکست, بی وضو در کوچه لیلا نشست.... عش...

آدم که غمگين می شود, خودش را جدا می کند از جمع... که مبادا آ...

دسته ی کاغذ بر میز در نخستین نگاه ِ آفتاب.... کتابی مبهم و ...

سلام دوستای گلم... حالتون خوبه؟ این عکس پروفایل دوست خوبمون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط