خنجی بر سکوت

#خنجی بر سکوت...
از شادمانی
تا اندوه
با من بودی .
از گره تلخ ابروان
تا گشایش لبخند
با تو بودم .
از هراس دردناک تنهائی
تا آرامش بی بدیل رابطه
از حضور شادمانه ی دوست
تا خلوت قدوسی ما
همه جا ،‌ همه گاه و همیشه
با هم و برای هم زیسته ایم .
انس ما ازلیست .
تو زخم های نیلی مرا مرهمی شدی
و من از خیل آنهمه دختران « حوا »
تو را برگزیدم .
هان ! چه باشکوه است سلطنت عشق ما
از ابتدای آفرینش تا پایان هستی !؟
#ابراهیم_منصفی #رامی_جنوب #بندرکنگ
دیدگاه ها (۱)

#طرح یکم...نیمه شب روی پل ایستاده امچشم و گوش و هوش خودبه رو...

#مردِ‌زخمی...هلا ای مرد زخمیدر سکوت کوچه های شهرنه باور میکن...

#آنانه...ای سفرکرده که از حال دلم بی خبریوای بر حال دلم گر ت...

#مرثیه ثانی...برگ و باری نماندهبر درختِ دیرینه سالی که ” منم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط