#مردِ‌زخمی...

#مردِ‌زخمی...
هلا ای مرد زخمی
در سکوت کوچه های شهر
نه باور میکند درد تو را
چشمان همدردی
نه لب خواهد گشودن در جوابت
هیچ ولگردی.
هلا ای مرد !
تو را زخم کدامین دشنه در سینه ست ؟
تو را در دل بقایای کدامین مهر دیرینه ست ؟
مسیحای کدامین مذهب خوب اساطیری ؟
خوشا مردانه مردن
بر چروک بوریائی سرد
به نجوا زیر لب خواندن
قنوت آیه های درد،
که سوز زخمها را سوختن
شیرین تر است از شهد ارزانی
که می نوشند
غلامان خلیفه
در چراغان شب بیعت .
هلا ای مرد !
تو را در برگ برگ
عطر صندل های شرقی
می کنم پنهان.
تو را در بستر تابوتی از الیاف رنگارنگ دریائی
و روپوشی پراز گلدوزی دوشیزه گان سبزه ی بندر
میان فصلی از اوراد پاک آیه های عشق
به دست باد خواهم داد.
و باد مهربان
بوی تو را تا غربت ویرانه های شعر
خواهد برد.
هلا ای مرد !
هلا ای مرد بی همپای
بی همدرد...
#بندرکنگ
#ابراهیم_منصفی #رامی_جنوب
#چوک‌بندر
#هرمزگان‌زیبا
#بندرعباس
#ویسگون
دیدگاه ها (۱)

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 10#لینو #فیکشنساعت ۹:۴۵ شب ـ خانه‌ی...

The Fairy's - Monster's wrong love

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

**پارت ۳۱**لوله‌ی سرد و سنگینِ اسلحه روی پوستِ حساسِ شقیقه‌ا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌73نینا بی‌حرکت ایستاد.دست‌هاش ناخودآگاه ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

چند پارتی از جیمین

جادویی به نام عشق

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مدیر : حالا که اینطوریه اینارو ببین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط