{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و درد

و درد
به مویرگ هایمان رسیده بود
اما هنوز لبخند می زدیم...!
دیدگاه ها (۱.۰k)

گرگہاعاطفہ ندارندرحم ندارندولے اگر بفہمنددوستشان دارے،رام مے...

دنیای آشفته ماقسم به ادمی که از منی شده است و بکارت دختر که ...

ما دور هایمان را زدیم، در این دنیا چیزی ارزش دل بستن نداشت ج...

- لبخند می‌زنم و تو حتی نمی‌دانی که در پسِاین لبخند‌هایِ همی...

«کاش روزگار، مثل یک کتاب بود که می‌توانستیم صفحاتِ تلخش را پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط