بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
اسلام، با هر گونه فحاشی و تهمت مخالف است. بیتردید فحاشی، از جهل و عصبیت نشأت میگیرد و تهمت و افترا و آن هم اتهام زنازاده بودن، از بیتقوایی و عدم توجه به حقوق دنیوی از یک سو و عقوبت اخروی از سوی دیگر میباشد و البته تأثیرات سوئی هم دارد!
اما،دربارۀ سخنان آقای اردستانی که آقای حامد کاشانی نیز به خوبی پاسخ دادند، باید گفت، از اصل و ریشه دارای اشکالات فراوان و حتی ضد و نقیضهای بسیاری میباشد:
1- ایشان در دقایق اولیه، به معرفی خود میپردازند و می گویند: رشتۀ من اسلام شناسی است، و البته این اسلامشناسی که در ذهن من است، نه در حوزه وجود دارد و نه در دانشگاه - اسلامشناسی من، یک رشتۀ خاص است! می پرسیم: آیا اسلام شناسی شما، مبتنی بر ذهنیات خودتان میباشد؟!
2- میگوید: منابع من در اسلام شناسی عقل، فطرت، کتاب و سنّت میباشد؛ پس منابع من با دیگران متفاوت است!؛ می پرسیم: مگر منابع دیگران غیر از اینهاست؟! چرا گمان کردید که دیگران عقل، فطرت، کتاب و سنّت را کنار گذاشتهاند و فقط شما منبع قرار دادهاید؟!
3- از یک سو میگوید: من در تاریخ تخصصی ندارم و علاقه هم ندارم! و از سویی دیگر میگوید: روش من، کاملاً متفاوت است؛ روش من پدیدار شناسی است؛ و اولین اصل پدیدار شناسی این است که گزارش بدهی در بیطرفی و داوری نکنی؛ صرفاً گزارش بدهی! - میپرسیم: بدون علاقه و توجه به گزاره های مستند و موثق تاریخی، چگونه میتوانید حوادثی را گزارش دهید؛ آیا داستانهایی در ذهن خود میبافید و آن را گزارش میدهید؟! آیا تحلیل و نقد شما بر گزارههای تاریخی، داوری نیست؟!
4- میگوید: هدف من، متفاوت است با هدف دیگر حوزویان! هدف من شناخت است نه دفاع؛ معمول این است که می گویند: ما برای دفاع طلبه شدیم! - میپرسیم: چرا گمان می کنید که شما با دیگران متفاوت هستید و امتیازی دارید؟! چرا مدعی هستید که هدف شما شناخت میباشد و هدف دیگران دفاع؟! هر طلبهای برای تحصیل علم و شناخت بیشتر از اسلام و قرآن مجید، طلبه شده است؛ چرا خودتان را برتر و ممتاز میشمارید و برای نمایش این برتری، دیگران را تحریف و تحقیر میکنید؟!
5- میگوید: از این هم یک گام جلوتر گذاشتم؛ من وقتی که گزارش میدهم برای مردم، ذهن خودم را گزارش میدهم ... در واقع همش دارم از خودم گزارش میدهم، که من چگونه ام! - میگوئیم: بنابراین، طبق گواهی خودتان، مباحث شما هیچ ربطی به اسلامشناسی ندارد، بلکه شناساندن خود به دیگران مَن شناسی میباشد!(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
اسلام، با هر گونه فحاشی و تهمت مخالف است. بیتردید فحاشی، از جهل و عصبیت نشأت میگیرد و تهمت و افترا و آن هم اتهام زنازاده بودن، از بیتقوایی و عدم توجه به حقوق دنیوی از یک سو و عقوبت اخروی از سوی دیگر میباشد و البته تأثیرات سوئی هم دارد!
اما،دربارۀ سخنان آقای اردستانی که آقای حامد کاشانی نیز به خوبی پاسخ دادند، باید گفت، از اصل و ریشه دارای اشکالات فراوان و حتی ضد و نقیضهای بسیاری میباشد:
1- ایشان در دقایق اولیه، به معرفی خود میپردازند و می گویند: رشتۀ من اسلام شناسی است، و البته این اسلامشناسی که در ذهن من است، نه در حوزه وجود دارد و نه در دانشگاه - اسلامشناسی من، یک رشتۀ خاص است! می پرسیم: آیا اسلام شناسی شما، مبتنی بر ذهنیات خودتان میباشد؟!
2- میگوید: منابع من در اسلام شناسی عقل، فطرت، کتاب و سنّت میباشد؛ پس منابع من با دیگران متفاوت است!؛ می پرسیم: مگر منابع دیگران غیر از اینهاست؟! چرا گمان کردید که دیگران عقل، فطرت، کتاب و سنّت را کنار گذاشتهاند و فقط شما منبع قرار دادهاید؟!
3- از یک سو میگوید: من در تاریخ تخصصی ندارم و علاقه هم ندارم! و از سویی دیگر میگوید: روش من، کاملاً متفاوت است؛ روش من پدیدار شناسی است؛ و اولین اصل پدیدار شناسی این است که گزارش بدهی در بیطرفی و داوری نکنی؛ صرفاً گزارش بدهی! - میپرسیم: بدون علاقه و توجه به گزاره های مستند و موثق تاریخی، چگونه میتوانید حوادثی را گزارش دهید؛ آیا داستانهایی در ذهن خود میبافید و آن را گزارش میدهید؟! آیا تحلیل و نقد شما بر گزارههای تاریخی، داوری نیست؟!
4- میگوید: هدف من، متفاوت است با هدف دیگر حوزویان! هدف من شناخت است نه دفاع؛ معمول این است که می گویند: ما برای دفاع طلبه شدیم! - میپرسیم: چرا گمان می کنید که شما با دیگران متفاوت هستید و امتیازی دارید؟! چرا مدعی هستید که هدف شما شناخت میباشد و هدف دیگران دفاع؟! هر طلبهای برای تحصیل علم و شناخت بیشتر از اسلام و قرآن مجید، طلبه شده است؛ چرا خودتان را برتر و ممتاز میشمارید و برای نمایش این برتری، دیگران را تحریف و تحقیر میکنید؟!
5- میگوید: از این هم یک گام جلوتر گذاشتم؛ من وقتی که گزارش میدهم برای مردم، ذهن خودم را گزارش میدهم ... در واقع همش دارم از خودم گزارش میدهم، که من چگونه ام! - میگوئیم: بنابراین، طبق گواهی خودتان، مباحث شما هیچ ربطی به اسلامشناسی ندارد، بلکه شناساندن خود به دیگران مَن شناسی میباشد!(ادامه دارد...)
- ۶۲۴
- ۱۲ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط