بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت سوم :
نفرت پراکنی میکند و چه بسا سبب کشتار شود! من از این نظر برایم اهمیت دارد، نه از این نظر که شده باشد یا نشده باشد!
میگوییم: همانگونه که اذعان نمودید: این خیال شما و نگاه شماست و میپرسیم: آیا نفی وقایع تاریخی، تحریف یا کتمان آنها، وحدتآور است؟! آیا این روش پدیدار شناسی و گزارش شما، خودش عامل غفلت، انحراف و اختلاف، حتی بین شیعیان نمیشود! آیا اکنون با این ادعاها، تنش ایجاد نکرده اید؟!
حکایت : میگویند: یک روحانی برای سخنرانی در دهۀ محرم، عازم شهری شد که بیشتر مردم آن سنّی بودند. فرماندار نزد او آمد و گفت: اینجا بیشتر مردم سنّی هستند، لطفاً چیزی نگویید که تنش و اختلافات را تشدید کند! گفت: بله، حواسم هست. فرماندار گفت: لطفا در تحلیل وقایع عاشورا، ریشه یابی نکنید که به گذشته برگردد، اختلاف انگیز میشود! گفت: توجه دارم. فرماندار گفت: لطفاً در ذکر مصائب نیز وارد جزئیات مثل قطع کردن آب، سر بریدن، قطع کردن دست، کشتن طفل شش ماهه نشوید، احساسات را تحریک میکند! روحانی گفت: پس چه بگویم؟! آیا بگویم آنها در صحرای کربلا، بر اثر برق گرفتگی یا سکته کشته شدند؟!
9- میگوید: من مبنا دارم که نباید از دین آباء و اجدادی دست بردارم، تا نتوانم قرائت غیر از خرد ستیزی ارائه دهم، دست از آن برنمی دارم - در حالی که پیروی از دین آباء و اجدادی، خلاف عقلانیت است، چنان که اصول دین در اسلام شیعی، تحقیقی است و تقلید در آن جایز نمیباشد و در قرآن کریم نیز پایبندی به دین آباء و اجدادی به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است.
10 - می گوید: بله، شسهابی مخلوطی از شیع، سنّی، وهابی را من گفتم، در قالب طنز - دارم میگویم: شیعهای که شما هستید، من نیستم، مسلمانی و شیعه بودن من با آن چه که رایج است، مشترک لفظی است!
میگوییم: انصافاً به ما چه ربطی دارد که شما چگونه مسلمان یا شیعهای هستید؟! بنابراین اگر حرف میزنید و مصاحبه میکنید، به اندیشهها و نظرات خود من، دعوت میکنید، با این که مدعی هستید: من حتی دفاع و دعوت هم ندارم!(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت سوم :
نفرت پراکنی میکند و چه بسا سبب کشتار شود! من از این نظر برایم اهمیت دارد، نه از این نظر که شده باشد یا نشده باشد!
میگوییم: همانگونه که اذعان نمودید: این خیال شما و نگاه شماست و میپرسیم: آیا نفی وقایع تاریخی، تحریف یا کتمان آنها، وحدتآور است؟! آیا این روش پدیدار شناسی و گزارش شما، خودش عامل غفلت، انحراف و اختلاف، حتی بین شیعیان نمیشود! آیا اکنون با این ادعاها، تنش ایجاد نکرده اید؟!
حکایت : میگویند: یک روحانی برای سخنرانی در دهۀ محرم، عازم شهری شد که بیشتر مردم آن سنّی بودند. فرماندار نزد او آمد و گفت: اینجا بیشتر مردم سنّی هستند، لطفاً چیزی نگویید که تنش و اختلافات را تشدید کند! گفت: بله، حواسم هست. فرماندار گفت: لطفا در تحلیل وقایع عاشورا، ریشه یابی نکنید که به گذشته برگردد، اختلاف انگیز میشود! گفت: توجه دارم. فرماندار گفت: لطفاً در ذکر مصائب نیز وارد جزئیات مثل قطع کردن آب، سر بریدن، قطع کردن دست، کشتن طفل شش ماهه نشوید، احساسات را تحریک میکند! روحانی گفت: پس چه بگویم؟! آیا بگویم آنها در صحرای کربلا، بر اثر برق گرفتگی یا سکته کشته شدند؟!
9- میگوید: من مبنا دارم که نباید از دین آباء و اجدادی دست بردارم، تا نتوانم قرائت غیر از خرد ستیزی ارائه دهم، دست از آن برنمی دارم - در حالی که پیروی از دین آباء و اجدادی، خلاف عقلانیت است، چنان که اصول دین در اسلام شیعی، تحقیقی است و تقلید در آن جایز نمیباشد و در قرآن کریم نیز پایبندی به دین آباء و اجدادی به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است.
10 - می گوید: بله، شسهابی مخلوطی از شیع، سنّی، وهابی را من گفتم، در قالب طنز - دارم میگویم: شیعهای که شما هستید، من نیستم، مسلمانی و شیعه بودن من با آن چه که رایج است، مشترک لفظی است!
میگوییم: انصافاً به ما چه ربطی دارد که شما چگونه مسلمان یا شیعهای هستید؟! بنابراین اگر حرف میزنید و مصاحبه میکنید، به اندیشهها و نظرات خود من، دعوت میکنید، با این که مدعی هستید: من حتی دفاع و دعوت هم ندارم!(ادامه دارد...)
- ۱.۰k
- ۱۲ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط