{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و اگر می‌‌نویسم

و اگر می‌‌نویسم
دوست دارم بدانی
در خلا دنیای بی‌ جاذبه از نبودنت
عجیب معلقم
می‌چرخم
و می‌‌چرخم
و می‌چرخم
و در چشم‌های ناباورِ
یک سرگردان دلتنگ !
کسی‌ رامی بینم
شبیهِ خودم
که هنوز عاشق
کسی‌ ‌ست شبیه تو ...
وجودی سایه وار
و حضوری کمرنگ
حضوری بسیار بسیار کمرنگ
که نوشتن برایش منصرف می‌کند مرا
از مرگ و نبودن .....
دیدگاه ها (۱)

من می روماما به آسمان بگوبه موقع ببار............

رفته ای وو در این خانه سال هاستمرده ایبی تو زندگی می کند.......

بخوان از چشم های لال منامروز شعرم راکه فردااز من دیوانه دیوا...

میونِ این همه سرگردونیدل من گرفته ماه پیشونیبیا باز دوباره ب...

- روشنایی تاریکمن همیشه فکر می‌کردم سفید بودن، یعنی دور موند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط