{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار شد که بیایی و از ستاره بگویی

قرار شد که بیایی و از ستاره بگویی
صدای پنجره باشی و از نظاره بگویی
 
تمام قصه‌ی دردِ هزار و یک شب ما را
- بدون آنکه بخوانی- به یک اشاره بگویی
 
نشان صبح همین بود، همین که «حی علی العشق»
تو با صدای سپیدت به هر مناره بگویی
 
برای دخترکانی که سهم خاک نبودند
تو از جوانه زدن در شبی بهاره بگویی
 
و موج، پشت سرِ موج، به صخره‌‌ها بزنی تا
از آن حقیقت آبی در این کناره بگویی
 
چه سبز می‌شود آن روز که در صدای سواری
غزل دوباره بخوانی، اذان دوباره بگویی
دیدگاه ها (۴)

وقتی یکی باهاتون درد دل میکنه و از شکست عشقیاش میگه ، بدترین...

وای واقعا خخخخ

:))

خخخخ

گاهی فکر می‌کنم خبر مرگ مرا چه کسی به تو خواهد داد..؟به یک ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط