{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی کمم از اغیار رفتم خدا نگهدار

وقتی کمم از اغیار رفتم خدا نگهدار
دنیا به سر شد آوار رفتم خدا نگهدار
روحت کجاست ای جسم وابسته ی که هستی
ای مثل من گرفتار رفتم خدا نگهدار
دارایی ام دلم بود قابل نبود هر چند
سوغات خوش خریدار رفتم خدا نگهدار
ای بخش اعظم من خشکیده با وجودش
معشوق عاشق آزار رفتم خدا نگهدار
بی بازگشت رفتن چون لاله های خونین
چیزی شبیه ایثار رفتم خدا نگهدار
روحم ،تنم، خیالم، شعرم همه سیاه اند
روز عزاست انگار رفتم خدا نگهدار
ای دل دوباره ماندی با او که ماندنی نیست
شرمنده ام که ناچار رفتم خدا نگهدار !
دیدگاه ها (۱۲)

شبها گوشه‌ای از یادت را مرور میکنم شب بخیرهایی را به ستاره‌ه...

دوست دارم حالی از یاران بپرسم یار کو؟        مونسِ  شبهای  ت...

با بوسه ای  گرفتی  جان از تنم  دوبارهفریاد بی صدایم  چون گشت...

رفته ام از کف و جُز  آتش  تن نیست  مراپُشتِ دروازه ی غم ، آف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط