{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در روزهای آخر اسفند

در روزهای آخر اسفند
در نیمروز روشن
وقتی بنفشه ها را با برگ ریشه و پیوند و خاک
در جعبه های کوچک چوبین جای می دهند
جوی هزار
زمزمه درد و انتظار
در سینه می خروشد و بر گونه ها روان
ای کاش آدمی وطنش را همچون بنفشه ها
می شد با خود ببرد هر کجا که خواست
در روشنایی باران
در آفتاب پاک
در روزهای آخر اسفند
در نیمروز روشن

#شفیعی_کدکنی
دیدگاه ها (۱)

تو بوی عید میدی؛بوی سرکه ی سفره هفت سین،که صبح اول فروردین م...

یک آغوشِ دِبش میخواهمبا بوسه‌هایِ لب‌سوزِ لب‌دوزکمی هم باران...

ﭘـــﺲ ﺍﺕ ﻧﻤـﯽ‌‎ﺩﻫﻢﺑـــﻪ ﻫـــﯿﭻ ﺳﺎﻋــــﺘﯽﺑـــﻪ ﻫﯿـــﭻ ﺩﻗﯿﻘـــ...

...ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﺗﺎ ﻧﻘﻄﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪﺍﻡﻋﺸﻖ ﻣﻦ!ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻧﺸﺎﻧ...

ریشه در خاک - فریدون مشیری

سکون استراتژیک دکترین آرامش

## **پارت ۷: روزهای روشن در عمارت**👇🏻صبح با نور ملایم آفتاب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط