{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو بوی عید میدی؛

تو بوی عید میدی؛
بوی سرکه ی سفره هفت سین،
که صبح اول فروردین میپیچه توی خونه!
تو به رنگ قرمزِ ماهی تنگ بلوری،
که دل آدم قنج میره وقتی نگاهش میکنه!
تو زمزمه ی یا مقلب القلوبی،
که به حَوِّل حالنا الی اَحسَنِ الحال میرسه...
اصلا تو طعم خوش سمنوی بازاری،
که لحظه های آخر،
درست دَمِ تحویلِ سال پا به سفره میذاری..!
تو حتی از تنت عطر شکوفه میچِکه ..
تو خودِ عیدی ... خودِ بهاری!
بیا و هرسال،
هر روز،
هر لحظه
تحویل شو به من...
دیدگاه ها (۱)

یک آغوشِ دِبش میخواهمبا بوسه‌هایِ لب‌سوزِ لب‌دوزکمی هم باران...

ایستاده ام بر بام اسفند، با چشمانی خیره به روزهایی که تلخ و ...

در روزهای آخر اسفند در نیمروز روشنوقتی بنفشه ها را با برگ ری...

ﭘـــﺲ ﺍﺕ ﻧﻤـﯽ‌‎ﺩﻫﻢﺑـــﻪ ﻫـــﯿﭻ ﺳﺎﻋــــﺘﯽﺑـــﻪ ﻫﯿـــﭻ ﺩﻗﯿﻘـــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط