{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خــاطره، امشب مرا از خواب و جان بیدار کرد

خــاطره، امشب مرا از خواب و جان بیدار کرد
چشم های خسته را در سمت و سوی دار کرد
آسمان هم دست یاری داد با بــاران و مـــــاه
یک صدا و نا نفس همراهی یک یار را فریاد کرد



شعر از مهدی یوسفی (م.ی)

https://telegram.me/youplus


(نظر اِتون رو در مورد عکس نوشته ها و شعر های دیگرم هم خوشحال میشم بدونم...)


(به عکس نوشته ها و شعر های دیگرم هم در ویسگون سر بزنید...)




#عکس_نوشته #شعر #عاشقانه #هنر #تصویر #احساس
دیدگاه ها (۲۰)

تا رسد آن ســال شیرین در کتاب تلخ عمر راه را بی انتهایی آشن...

شعر کامل ب زودی ...شعر از مهدی یوسفی (م.ی)https://telegram.m...

ز نور ماه هر شبم، گر تو مرا ز بر کنی به انتهایی از عبور، ثا...

ز نور ماه هر شبم، گر تو مرا ز بر کنی به انتهایی از عبور، ثان...

در کربلاوفاداری را به نامِ عباس نوشتند…چه آب را برسانی چه تش...

p1بوی عطر قدیمی، دوباره تمام فضای سالن را پر کرده بود. همان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط