{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو.

سناریو.
وقتی تصادف کردیو بیهوشی.

نامجون:هر روز برات کتاب میخونه و باهات کلی حرف میزنه.

جین:وقتی فهمید برا چند ثانیه سرجاش میخ کوب شد .بعد باسرعت بالا اومد بیمارستان به پرستا گفت:اگه یه مو از سرش کم شه زندتون نمیزارم با گریه🥲

یونگی:با سرعت اومد بیمارستان همون اول اومد پیشت بغلت کرد کلی گریه کرد بعد رفت بیرون به دکترا گفت فقط حالش بد بشه هموتونو زنده زنده اتیش میزنم

جیهوپ:کارش شده بود گریه کردن ولی وقتی دید دکترا گفتن حالش خوب میشه فقط میمد باهات حرف میزد بغلت میکردو بوست میکرد

جیمین:فقط گریه میکرد و مثل یونگی

تهیونگ:برات اهنگ میخوند و بغلت میکرد

جونگ کوک:از وقتی فهمید همش پیشت بود بغلت میکرد باهات حرف میزد برات اهنگی که دوس داشتیو میخوند🥲
دیدگاه ها (۰)

گووود

اصکی اجباریههههههه

جرررررر ۱۰۷تایی شدیممممممممممم هوراااااااا مرسی بابت حمایتات...

#Iranians_Love_Jk#Iranians_Love_Jk

رمان امگا کوچولوی من پارت 7یونگی همین جوری داشت با خودش حرف ...

سناریو قفل آبی ★ اگه ببریمشون خونه عممون و با پسر عممون همش چشم تو چشم شیم و هی بهم نگاه کنیم * درخواستی🎀*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط