دو تا آفریقایی با یه لر داشتن تو بیابون راه میرفتنیه دفع

دو تا آفریقایی با یه لر داشتن تو بیابون راه میرفتن،یه دفعه چراغ جادو پیدا میکنن!!یه غول ازش بیرون میاد میگه هر کدوم یه آرزو کنین.آفریقایه اولی میگه منو سفید کن فورا سفیدش میکنه،لره میزنه زیر خنده،بهش میگن چرا میخندی؟میگه همینجوری☺به آفریقایه دومی میگن آرزوت چیه؟ اونم میگه منو سفید کن،باز لره میزنه زیر خنده.بهش میگن چرا میخندی؟ میگه همینجوری!!☺ نوبت لره میشه بهش

میگن چه آرزویی داری؟میگه اون دوتا رو سیاه کن... نتیجه اخلاقی: با لر جماعت در نیوفت☺☺
دیدگاه ها (۱۱)

من چقد مهربون و فداکار باشم آخه؟

کی میدونه این چیه؟

ســیــــاہ مـــثــــه بـرفـــــــ

وقتی فیلیکسو فرستادم بیرون رفتم حموم و اب داغ رو باز کردم......

فیک جونگکوک

مگه من چی خواستم؟{طابع قوانین ویسگون}-عشقم بهتری&اره خیلی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط