{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم در سرِ من

باز هم در سرِ من
ثانیه ها می کوبند
باز هم در دل من
قافیه ها می جوشند
باز چشمانِ تو در خواب
و دلم بیدار است
یا که من مستم و
یا اینکه قلم بیمار است
چه کنم حالِ دلم
حالِ قلم رنجور است
آنکه نزدیک ترین است
به قلبم دور است
باز دیوار اتاقم
به خیالم تنگ است
این چه حالی ست
که هر شب به خیالم جنگ است
دیدگاه ها (۶)

.کفر ها پیش نگاهت همگی ایماننددرد ها با تو بیایند همان درمان...

به هوای تو شدم زار و تو انگار نه انگارپرم از حسرت دیدار و تو...

میزند رنگین کمان از بعد باران غم مخور گل به گل وا میشود از ن...

ابر و باران و مه و باد خمارِ من و توستعالمِ عشق، فرح بخشِ به...

آخرین بحث پارت ۲۴

سناریو از دشمنان تا عاشقان

when silence became a scream p26

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط