{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟

بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟
گرمی ثانیه ای خانه شدن را بلدی؟

تو که ویرانه کننده است غمت می دانم
خوردن غصّه و ویرانه شدن را بلدی؟

آنقدر سوخته قلبم که قلم می سوزد
شمع گریان شده، پروانه شدن را بلدی؟

هر کسی دیده مرا شاعر "مجنون" خوانده
تو بگو "لیلی" "دیوانه" شدن را بلدی؟ 

این همه ناز کشیدم بشوم معتکفت
بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟
دیدگاه ها (۱)

عشق درده👌🏼👌🏼😔😔😔وقتی یاد اون همه خاطره هامون میوفتم دلم اتیش ...

او فقط از من خبر داشت من ادمی که میداند یه جای دنیا جنگ است....

لیلا که شدی حرف مرا میفهمی مجنون تمام قصه ها نامردند...

خداجون نمیدونم چرا دوباره چند روزه حالم خوش نیست فک کنم تقصی...

🦋دستِ خالی، خواهشِ بیگانه میخواهم چکاربا دلِ پر تردید ویرانه...

امن ترین خطرادامه پارت ۲۳ آیلین کنار پنجره ایستاده بود و فنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط