بعضی وقتا دلم برای خود قدیمیم تنگ میشه

بعضی وقتا دلم برای خود قدیمیم تنگ میشه
برای خودمی که با یه جوک‌ بی مزه فاز میگرفت و از ته دل قهقهه میزد و هیچی دیگه نمی تونست جلوی خندشو بگیره ، واسه خودمی که هنوز قلبش رو آدما لگدمال نکرده بودند و کلی دلیل واسه محبت کردن و دوست داشتن داشت ، واسه اون آدمی که شبا تا دیروقت دورهمی میرفت صبحا با کلی انگیزه از خواب بیدار میشد ، من فقط نمیدونم یهو چی شد اون آدم کجا رفت؟اینی که جلوی آینه ایستاده کیه چرا دور چشماش‌اینقدر گود افتاده چرا خیلی وقته دیگه حوصله ی کسی رو‌نداره چرا سمت چپ سینش خالیه هیچی توش نیست چرا دیگه دلش نمیخواد از خواب بیدار شه؟
دیدگاه ها (۰)

م‍‌ا‌ ت‍‌و‌ ت‍‌اری‍‌ک‍‌ی‌ و ج‍‌ودم‍‌ون خ‍‌فہ‌ ش‍‌دی‍‌م.:)

ازدواج اجباری پارت 10 سانامی دست جیمین رو میکشید.بچه ها هم ا...

تنفرِ من از دُنیا مثلِ تنفرِ اُختاپوس از باب اسفنجي:)

عااااااااا گروباااااااااا (=^-ω-^=)عاقا فقط منم گروبا میبینه...

خون آشام عزیز (77)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط