{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۶

پارت ۶
اماتا:
حدود ۱ ساعتی از شروع مبارزه گذشته بود و اونا منو شکست داده بودم.اخرین ضربه هم خوردم و با شدت به زمین پرتاب شدم و اونا هم رفتن.با سختی خودم رو به گوشیم که یکم اونور تر افتاده بود رسوندم و شماره ی دوستم رو گرفتم و با صدایی بی‌جون و لرزون گفتم:
اماتا:ا-الو.y.گوش-گوشیم رو،ردیابی کن،بی-بیا دنبالم
و،بعد بیهوش شدم.
دیدگاه ها (۱۴)

part : 43chapter : 2× با اون پسره ی عوضی میرقصی آره ؟ من امش...

part : 3همه چیز عادی بود تا اینکه .... صدای اطراف مبهم شددیگ...

Enemys Embrsce [ part ۲۵ ]

ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۷🌌بعدشکوروگیری کنار شیگار...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۷✦شب ویو✦ات ویو تو خونم محض احتیاط چنتا دوربین مخفی گذا...

تک پارتی ویو ا.ت نگاهی به گوشیم انداختم که با ۹ تماس از دست ...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ³ویو اتحدود نیم ساعت از رفتن مامانم...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۰: پناهی در میانِ طوفانسکوتِ میا...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط