{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۶

پارت ۶
اماتا:
حدود ۱ ساعتی از شروع مبارزه گذشته بود و اونا منو شکست داده بودم.اخرین ضربه هم خوردم و با شدت به زمین پرتاب شدم و اونا هم رفتن.با سختی خودم رو به گوشیم که یکم اونور تر افتاده بود رسوندم و شماره ی دوستم رو گرفتم و با صدایی بی‌جون و لرزون گفتم:
اماتا:ا-الو.y.گوش-گوشیم رو،ردیابی کن،بی-بیا دنبالم
و،بعد بیهوش شدم.
دیدگاه ها (۱۴)

ناناز بلا های کارن.مرسی که با اینکه فیک لزبین سلیقتون نبود و...

جزئیات فیک:تعداد پارت:هر چقدر داستان طول کشید "احتمالا طولان...

پارت ۵اماتا:وقتی خانم x بهم گفت فردا میتونم برم و کارن رو با...

پارت ۴کارن:بعد از اون اتفاق و حرفایی که اماتا بهم زد دیگه او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط