پارت ۶
پارت ۶
اماتا:
حدود ۱ ساعتی از شروع مبارزه گذشته بود و اونا منو شکست داده بودم.اخرین ضربه هم خوردم و با شدت به زمین پرتاب شدم و اونا هم رفتن.با سختی خودم رو به گوشیم که یکم اونور تر افتاده بود رسوندم و شماره ی دوستم رو گرفتم و با صدایی بیجون و لرزون گفتم:
اماتا:ا-الو.y.گوش-گوشیم رو،ردیابی کن،بی-بیا دنبالم
و،بعد بیهوش شدم.
اماتا:
حدود ۱ ساعتی از شروع مبارزه گذشته بود و اونا منو شکست داده بودم.اخرین ضربه هم خوردم و با شدت به زمین پرتاب شدم و اونا هم رفتن.با سختی خودم رو به گوشیم که یکم اونور تر افتاده بود رسوندم و شماره ی دوستم رو گرفتم و با صدایی بیجون و لرزون گفتم:
اماتا:ا-الو.y.گوش-گوشیم رو،ردیابی کن،بی-بیا دنبالم
و،بعد بیهوش شدم.
- ۵۰۶
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط