{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۵

پارت ۵
اماتا:
وقتی خانم x بهم گفت فردا میتونم برم و کارن رو با خودم بیارم خونه خیلی خوشحال شدم.اخر شب بود و داشتم سیگار میکشیدم و برمیگشتم خونه که یکدفعه چند نفر جلوم رو گرفتم.صورتاشون کاملا پوشیده بود.سیگارم رو با حرص انداختم پایین و فهمیدم از طرف کی هستن.از طرف خانواده ی کارن بودن.باورم نمیشه برای نرسیدن ما دوتا به هم چه کارا که نمیکنن.به طرف اون ناشناسا گفتم:
اماتا:بیاید حروم زاده.بیاید ببینم کی میبره
دیدگاه ها (۲)

پارت ۶اماتا:حدود ۱ ساعتی از شروع مبارزه گذشته بود و اونا منو...

ناناز بلا های کارن.مرسی که با اینکه فیک لزبین سلیقتون نبود و...

پارت ۴کارن:بعد از اون اتفاق و حرفایی که اماتا بهم زد دیگه او...

ناناز بلا هاب کارن،فعلا این یونمین رو داشته باشید تا من دستن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط