{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(خانواده×جاسوس)فصل 2 پارت 4

(خانواده×جاسوس)فصل 2 پارت 4
لوین :به درک دهاتی
شیکوکو:تو با دختر خالم خوب صحبت کن اگر نه
لوین :چی نه کوچولو
شیکوکو لوین زد و جولیا دید لوین زد شیکوکو زد محکم زد که خون در بیاره
2 ساعت بعد
لوسی رفت پیش هندرسون: اقای هندرسون بفرمایید بیرون
هندرسون:بله😨
لوسی :جولیا مستر( با داد)
جولیا :بله
لوسی:چرا دخترم زدی؟
جولیا:چون لوین زد اگه، نمیدونی و دخترت وحشی هست
لوسی:وحشی؟ هه هه میخوای بمیری؟ یا میخوای اخراج بشی؟ میدونی من کی هستم؟
جولیا :ببخشید
کله، کلاس:{خانم، اوردگان تو بهترینیییییی}
لوسی رفت و هندرسون امد:چی شد خانم مستر؟
جولیا:دیگه تکرار نمیشه
لوین :{خات تو سرت چرا بهش گفتم بیا پیش من قلبم تند تند میزنه}
اورا✨:{اخییی😍 }

4 ساعت 1
لوسی به دنی زنگ زد :الووو
دنی:میدونممممم الان به پدرش حرف میزنممم
لوسی:منم بیامممم
دنی:نه اگه، ببینیش میکشی ش
و قت کرد دنی به ستیارش زنگ زد :الو همین الان به اقای دزموند و اقای کشین زنگ بزن و بهشون بگو بیاید
ستیار:چشم
ستیار به دامیان و جیمز ( پدر جولیا )زنگ زد
ویو دامیان
دامیان:ها باش الان میام
انیا من رفتم دنی کارم داره
انیا :باش😊
دنی و جیمز رفت شرکت و دنی رو دیدن دنی اینقدر عصبانی شده بود یه قیافه ترسناک گرفته
دامیان : {این چشه }
دنی :بفرمایید بشنید
جیمز:چی شده اقای اوردگان؟
دنی:اقای کشین دخترتون به دخترم زد همه میدون ن روی دخترم حساسم!
جیمز :چی؟ وای من بجای دخترم معذرت میخوام چیزی زدی نشده؟
دنی:دخترتون محکم زد تو صورت دخترم که خون گرفت
جیمز : واقعا معذرت میخوام دیگه تکرار  وقتی میرم خونه ادبش میکنم
 دنی:حتما!
دامیان :خب دیگه اقای کشین برید وقت تون گرفتیم☺
جیمز:خدافظ
دامیان: داداش چرا من اوردی؟ 🤦‍♂️
دنی:داشت یادم میرفت بریم بار؟
دامیان:گل گفتی اره 😁 و ساعتت
دنی:1 شب 😈
ویو لوسی
لوسی:سلامممم
انیا پرید بغل لوسی:خیلی وقت نیمدییی دلم برات تنگ شدههه
لوسی:امشب بریم بار؟؟ ☺
انیا :ارههههه ولی دامیان؟
لوسی:من دنی میشناسم وقتی به دامیان میگه بیاد یعنی بیا بریم بار!
انیا:گل گفتی!
لوسی:یه نقشه دارم😈
انیا : بگو🤩
لوسی:وقتی،دیدیم دنی و دامیان دخترا براشون طف.................( نمیگم 😎)
خب شب شد دنی به لوسی گفت کار دارم و دامیان همین طور
لباساشون نمیدونم ( دیگه مودلی ندارم🌝)
خلاصه

دنی، دامیان، انیا، لوسی رسیده بودن انیا و لوسی باهم بودن که داشتن دامیان و دنی دید میزنه ن لوسی:انیا دیدی بهت گفتم، الان نقشه رو انجاب بدیم تو بدون هیچ حرفی برو روی پای دامیان بشین اگه دخترا گفت چرا نشستی بهش بگو همسرم هست باشه؟!
انیا :حله 🤩
انیا کارایی که لوسی گفت کرد وقتی که دخترا رفتن دامیان:چرا امدی اینجا؟( با داد)
انیا:اگه نمیدم چی میشد؟؟( اینم با داد)
دامیان :بهشون میگم برید گمشید
انیا دستاش دور گردن دامیان حلقه میکنه :باس ببخشید 🥺یه قیافه مظلوم گرفت
دامیان:🍅🍅 با با باشه( خیلی وقت اینو 🍅نیوردم دلم براش تنگ شده 😂)
خب نوبت دنی و لوسی
یه دختر:دنی اینجا چیکار میکنی؟؟
دنی:لوسی؟؟ ( فکر کنم بچم مست شده)
لوسی در این وقت امد نشست روی پای دنی :دختر خانم برو گمشو من شوهرشم
دختره:دختره......( سانسور کردم 😎)
دنی به خودش امد :لو لو لو لوسی اینجا چیکار میکنی؟؟؟
لوسی:من خیلی خوب میشناسمت پس میدونم کجا میری بعد بوسیدش


ویو دخترا

الیس :خوش امدین ☺
شیکوکو میشه پیش الیس تو گوش الیس :لازم بود جولیا رو دعوت کنی؟
الیس :مجبور بودم 😭
شیکوکو:اشکالی نداره 😊تولدت مبارک 🥳
لوین امد :تچ اینا رو نگا با نوچه هاش
شیکوکو امد پیش لوین و دستش گرفت:با من میای!
لوین :🍅🍅نچچچچچچچ🍅🍅نهههههههه🍅🍅برو بابا 🍅🍅
شیکوکو دست لوین ول کرد :بابا باشه
ویو بار
خب انیا و لوسی خیلی خوردن بودن دنی :اخیی نگا نانازیم چقدر گوگولی خوابیده
دامیان:نه اینو نگا
دنی:مال من
دامیان:نه
دنی:اره
دامیان:نه
دنی:نه
دامیان:باشه باشه بریم خونه فردا میبینمت
دنی:بای

خب رفت سوار ماشیناشون شدن و رفتن تو راه لوسی بیدار شد :سلام مامانی سلام بابایی
دنی :سلام عزیزم
لوسی نزدیک شد میخواست یبوست ش که دنی:الان؟ نه دارم رانندگی میکنم بیش بچه
لوسی:نمیخواممم همین الان
دنی یه جا وایساد که گردن لوسی رو گرفت و بوسیدش و شروع کرد خورد لبای لوسی طول کشید که نفس کم اورد
دنی :راحت شدی؟ 🍅
لوسی دستش برد تو لباس دنی( بسم الله 🗿 ) و دنی دسش گرفت :چته؟
لوسی:امشب میخوای.......( بحححح)
دنی:عه وا مگه تو نگفتی ..... ( خدایا منو ببخش🙄)
لوسی به خودش میاد :ها چی چی نه نه من مست بودم حرف الکی بود 😅😅
دنی :نوچ نوچ گفتی رو چشم 😈
لوسی:چه گوهی خوردم 😭
دیدگاه ها (۰)

2 ساعت حرف زدن با هوش مصنوعی🫤لوسی×انیا=

( خانواده ×جاسوس)فصل 2 پارت 2 شیکوکو:خودتی اورا:پس اگه باهوش...

ادامه پارت 19 موزان:میا من ادم خوبی شدم و من یه انسانم 😃 میا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط