{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

'درست نمیدانم'؟!

'درست نمیدانم'؟!
ولــــے ...
میگویند:
"حــــوا" بود که
سیـــبـ را
تعارف کرد!!
و...
چرا "آدم" خورد؟!
سادهـ نبود ...
عاشـــــق بود!!
'نمیــدانم'؟!
امــّـا ...
"حــــوا" برایش 'باارزش' بود!!
با ارزش تر از "بهشــــتـے" که ...
میگویند:
مفت از دست داد!؟!
"سیــــــب"
هنوز هم شیرین است...
هنوز هم
'آدم'
بهشـت را به "لبخند حــــوا"
می فروشـد!!
فقــــــط
اگر...
"حــــوایش"
'هوایـــــش'را
داشتـــه باشد.
دیدگاه ها (۱۸)

پارت دوم

پارت ۱۹ #پشت غرورتاِما هنوز کنار لیام ایستاده بود.صدای اون م...

از کجای داستان شروع کنم :این که چگونه لبخند شدی برایمو چگونه...

پارت ۱۴ .... اعتراف

پارت نهم | امروز تو نیستیلیانا درِ کافه را باز کرد.همان بوی ...

فیک : بین راندها

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۲ | «یک خاطره‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط