مشکلات خانوادگی پارت آپلود مجدد
"مشکلات خانوادگی" پارت ¹ (آپلود مجدد)
[ویو آنیا]
آنیا: *عملیات بابایی دیگه داره زیادی طول میکشه هنوز هم با پسر دوم دوست جون جونی نشدم پس باید سعی کنم یه استلای دیگه بگیرم که بابایی بتونه با غول مرحله ی آخر [بابای دامیان] حرف بزنه...*
بکی: آااااانییییاااااا چاااانننن!!!
آنیا: صبح بخیر بکی
بکی: صبح بخیر آنیا چان!
آنیا: بکی میدونی امتحانات میان ترم کی شروع میشه؟
بکی: اوم راجع به اون آقای هندرسون همین دیروز بهمون گفت امتحانات هفته ی بعد شروع میشه نکنه یادت رفته؟
آنیا: آره یادم رفته بود(خب حداقل خوبه اگه بتونم توی ادبیات کلاسیک نمره ی بالا بگیرم یه استلای دیگه و تمام!)
[بکی و آنیا در حال وراجی]
[ویو دامیان]
دامیان: (هفته ی بعد امتحانات شروع میشه اگه بتونم فقط یدونه دیگه استلا بدست بیارم تبدیل به دانشآموز امپراتوری میشم و بابا قراره بهم کلی افتخار کنه!)
امیل: دامیان ساماا حاضرید؟
دامیان: آره آره الان میامم (امیدوارم بتونم تو راه آنیا رو ببی- چی ها من الان چی گفتم من اصلا به اون توتفرنگی هیچ حسی ندارم!!)
[دامیان و نوچه هاش به سمت مدرسه میرن / آنیا و بکی حواسشون به اطراف نیست که یهو....]
_________
برای ادامهی رمان پنج تا لایک!^^
[ویو آنیا]
آنیا: *عملیات بابایی دیگه داره زیادی طول میکشه هنوز هم با پسر دوم دوست جون جونی نشدم پس باید سعی کنم یه استلای دیگه بگیرم که بابایی بتونه با غول مرحله ی آخر [بابای دامیان] حرف بزنه...*
بکی: آااااانییییاااااا چاااانننن!!!
آنیا: صبح بخیر بکی
بکی: صبح بخیر آنیا چان!
آنیا: بکی میدونی امتحانات میان ترم کی شروع میشه؟
بکی: اوم راجع به اون آقای هندرسون همین دیروز بهمون گفت امتحانات هفته ی بعد شروع میشه نکنه یادت رفته؟
آنیا: آره یادم رفته بود(خب حداقل خوبه اگه بتونم توی ادبیات کلاسیک نمره ی بالا بگیرم یه استلای دیگه و تمام!)
[بکی و آنیا در حال وراجی]
[ویو دامیان]
دامیان: (هفته ی بعد امتحانات شروع میشه اگه بتونم فقط یدونه دیگه استلا بدست بیارم تبدیل به دانشآموز امپراتوری میشم و بابا قراره بهم کلی افتخار کنه!)
امیل: دامیان ساماا حاضرید؟
دامیان: آره آره الان میامم (امیدوارم بتونم تو راه آنیا رو ببی- چی ها من الان چی گفتم من اصلا به اون توتفرنگی هیچ حسی ندارم!!)
[دامیان و نوچه هاش به سمت مدرسه میرن / آنیا و بکی حواسشون به اطراف نیست که یهو....]
_________
برای ادامهی رمان پنج تا لایک!^^
- ۵.۳k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط