رفتم که نبینی پریشان شدنم را غمناک ترین لحظه ی ویران شد

رفتم که نبینی پریشان شدنم را ، غمناک ترین لحظه ی ویران شدنم را ، در خویش فرو رفتم و در خویش شکستم ، تا دوست نبیند غم تنها شدنم را .
دیدگاه ها (۱)

وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست...

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم ،صدای زجه ام راکم نوشتم ،غرور...

تقدیم به شما دوستای خوب ومهربونم

امشب از لطف به دلداری ما آمده ایخوش قدم باش که بسیار بجا آمد...

فصل پریشان شدنم را ببین! بی سر و سامان شدنم را ببین…بی تو فر...

۲۵ آبان روز اصفهان تاآخرببینید

اصفهان زیبا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط