{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم که نبینی پریشان شدنم را ، غمناک ترین لحظه ی ویران شد

رفتم که نبینی پریشان شدنم را ، غمناک ترین لحظه ی ویران شدنم را ، در خویش فرو رفتم و در خویش شکستم ، تا دوست نبیند غم تنها شدنم را .
دیدگاه ها (۱)

وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست...

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم ،صدای زجه ام راکم نوشتم ،غرور...

تقدیم به شما دوستای خوب ومهربونم

امشب از لطف به دلداری ما آمده ایخوش قدم باش که بسیار بجا آمد...

غم انگیز ترین لحظه ی این سریال فقط مرگ دوستش بود🥺😔#ادیت_خودم...

شاعرم باش و برای دل ویران بنویس دو سه خط از من بیمار و پریشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط