{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقم شو خلاصم کن قسمتپارات

عاشقم شو خلاصم کن قسمت۱۱پارات۲❤ ️❤ ️❤ ️👇 👇
مرخصی ساعتی گرفتم البته اگه نمیگرفتمم بخاطر موقعیتم ❤ ️❤ ️خدمتکاراهم خیلی مراعاتمو میکردن!!!!
اول رفتم یه دوش حسابی گرفتم و رفتم سمت کمدم یه شلوار چسبان سفید درااوردم با یه پیرهنی که مدلش گشاد بود و آشتیناش حلقه ای رنگشم قهوه ای روشن بود با موهامو کفشای پاشنه بلندم ست شده بود!!!
اول موهامو خشک کردم همونطور ریختم دورم و یه آرایش معمولی در حد یه رژ لب جیگری و خط چشم و ریمل زدم👄 👢 💄 👁
واوووو چه جیگرییی شددددیییییی اوننیییییی😍 😍
مرسی سویان جوووونم👩 ‍❤ ️‍💋 ‍👩
از در رفتم بیرون و دیدم سهون دست به سینه جلو در سالن واستاده👣
وااااای چه جیگری شده بود یه بلوز مشکی اسپرت و شلوار لی آبی پوشیده بود و موهاشو فرق چپ شونه کرده بود 👖 👟 👕
به نزدیکای رستوران که رسیدیم یکم خودشو جم و جور کرد یه عینک افتابی زدو شالی که انداخته بود رو گردنش رو بالا تر کشید 🕶
دست منو گرفت و رفتیم تو رستوران تیفانی و لوهان با دیدن ما یه لبخند کشیده ای زد رفتم پیش تیفانی بشینیم که سهون دستمو کشید و نشوند کنار خودش تیفانی با مهربونی یه نگاه قدو بالام کردو گفت وااای چقدر بهم میاین!!!
سهون اخمی کردو گفت کسی نظر نخواست🙄 🙄
تیفانی بیتوجه به حرف سهون هی به لوهان نگاه میکردو حرف میزد باهاش!!!
سهونم هی چپ چپ نگاشون میکرد بعد از خوردن بستنی تیفانی گفت
من باید یه چیزی بهتون بگم!!!
سهون متعجب نگاش کرد
من و لوهان همو خیلی دوست داریم و قسط دوستی داریم!!
سهون بدون اینکه بروی خودش بیاره دوباره دستمو گرفت و کشون دنبالش کشیده شدم پولو گذاشت رو میز و به راهش ادامه داد .....
یاااااا سهووون
🚶 🚶 🚶 🚶 🚶 🚶
پایان قسمت ۱۱💋 💋
نظر یاد تان نره
دیدگاه ها (۲)

خاطرات هیومین😂 :دیشب زنگ زدم به ایونفوت میکنم...میگه: مزاحمی...

مورد داشتیم که جیون رو بردن دم دفتر مدرسه مدیر ازش پرسیده: چ...

هعییییییییییی کجاااااایی اخه تو درسایی میبینییی که بی تابیم ...

عاشقم شو خلاصم کن قسمت ۱۱پارات۱😏 😏 😏 😏 ❤ ️❤ ️👇 👇 👇 👇 چیییی؟؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط