عاشقم شو خلاصم کن قسمت پارات
عاشقم شو خلاصم کن قسمت ۱۱پارات۱
😏 😏 😏 😏 ❤ ️❤ ️👇 👇 👇 👇
چیییی؟؟؟😱 😱
همین که شنیدی!😏 😏
با صدای نرم تری گفتم یاااا اوه سهون من بابت دیروز متاسفم
اونم با صدای نرمی گفت برو موعاتو خشک کن
وااااتتت؟؟؟😳 😳 😳 😐 😐 از کجا فهمید رفتم حموم؟؟؟!!!ینی نگرانم شده بووود؟؟ینی الان داشت به من فک میکرد؟؟؟عاره؟عاره؟؟🤔 🤔 🤔 😎 😎 😎
یهو صدای خوب الود سویان رو شنیدم که گفت
یااااا حواست کجاست؟؟ده دقیقه مثه بز زل زدی به من !!😕 😕 😑 چیشد؟؟؟اقای لی چی گفت؟؟؟
باذوق پریدم بقلش هورااااااااا هوراااااا یوووهووووو😀 😀 😉 😉 😉 😉
همه رو با این کارم از خواب بلند کردم😰 😞 😞 😞
اقای لی دوباره اومد بیرینو گفت
بازم پارک جیون؟🤔 😒 😐 😶 😤 😤 😤 😤 😤 😤 😤
سری سرمو خم کردمو احترام گذاشتمو گفتم نه نهههه قرباااان من فقططط خیلییی خوشحالممممم عاشققق اخلاق شیکتونمممم😍 😘 😘 😘 🤗 🤗 🤗 🤗
اقای لی یکم با حیرت نیگا نیگا کردو سرشو یکم خاروند 😉 😉
منم که خوشحاااللللللل چمدونمو گرفتمو راه افتادم برم سمت اتاقم که همه خدمتکارا میکفتن هوراااااهوراااااااهورااااااااااااااااا
حالا باید به قولی که به تیفانی دادم عمل میکردم 😅
صدای شر شر بارون میومد دستمو بردم جلو تر قطرع های بارون دستای داغمو لمس میکردن
_مگه نگفتم موهاتو خشک کن؟؟
سهووووون بوووود
+سهون میشع باهم بریم بیرون 😞 😞 😞 😞 😞
_وااااااااااتتتتتتتتتتت؟؟؟؟؟؟!!!😳 😳 😳 😳 😳 😳 😳 😳 😳 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐
+انقدر تعجب؟داشت؟؟؟!!!!مگه تو نگفتی دوس دخترتم؟؟؟
_من اونو گفتم که.......بزارن بازم کار کنی!!!😒 😐 😐 😐
+ولی من جدی جدی میخام یمدت باهات باشم!😏
_😐 😐 😐 😐 حرفی ندارم!!!
+بیا منو تو و لوهان و تیفانی باهم بریم بیرون میای؟؟؟
_حالا چرا اونا؟؟
+تیفانی کسیه که دوسش داری لوهانم دوست صمیمیته حسابی خوش میگذره!!!!😊 😊 😊
_کسی که دوسش دارم؟؟؟😐 😐
+ینی نداری؟؟؟؟واااای تورووخدا بگو نه😢 😢 😢
_چرا ولی دیگه مثله اول نه داره از چشمم میوفته😑 😑 😑
با این حرفم خندم گرفت و بزور خودمو نگع داشتممم😀 😝 😜 😜
+خب پس بریم دیگه؟؟؟!!!!
_حالا ببینم چی میشه 🙄 🙄
دستمو گرفت و کشوند تو اتاق خودش یااااخداااا😰 😰 😰
موهامو او دستش گرفت و سشوآر رو زد به برق و با حوصلع موهامو خشک کرد میترسم امروز ذوق مرگ شمممم😍 😍 :smiling_face_with_
😏 😏 😏 😏 ❤ ️❤ ️👇 👇 👇 👇
چیییی؟؟؟😱 😱
همین که شنیدی!😏 😏
با صدای نرم تری گفتم یاااا اوه سهون من بابت دیروز متاسفم
اونم با صدای نرمی گفت برو موعاتو خشک کن
وااااتتت؟؟؟😳 😳 😳 😐 😐 از کجا فهمید رفتم حموم؟؟؟!!!ینی نگرانم شده بووود؟؟ینی الان داشت به من فک میکرد؟؟؟عاره؟عاره؟؟🤔 🤔 🤔 😎 😎 😎
یهو صدای خوب الود سویان رو شنیدم که گفت
یااااا حواست کجاست؟؟ده دقیقه مثه بز زل زدی به من !!😕 😕 😑 چیشد؟؟؟اقای لی چی گفت؟؟؟
باذوق پریدم بقلش هورااااااااا هوراااااا یوووهووووو😀 😀 😉 😉 😉 😉
همه رو با این کارم از خواب بلند کردم😰 😞 😞 😞
اقای لی دوباره اومد بیرینو گفت
بازم پارک جیون؟🤔 😒 😐 😶 😤 😤 😤 😤 😤 😤 😤
سری سرمو خم کردمو احترام گذاشتمو گفتم نه نهههه قرباااان من فقططط خیلییی خوشحالممممم عاشققق اخلاق شیکتونمممم😍 😘 😘 😘 🤗 🤗 🤗 🤗
اقای لی یکم با حیرت نیگا نیگا کردو سرشو یکم خاروند 😉 😉
منم که خوشحاااللللللل چمدونمو گرفتمو راه افتادم برم سمت اتاقم که همه خدمتکارا میکفتن هوراااااهوراااااااهورااااااااااااااااا
حالا باید به قولی که به تیفانی دادم عمل میکردم 😅
صدای شر شر بارون میومد دستمو بردم جلو تر قطرع های بارون دستای داغمو لمس میکردن
_مگه نگفتم موهاتو خشک کن؟؟
سهووووون بوووود
+سهون میشع باهم بریم بیرون 😞 😞 😞 😞 😞
_وااااااااااتتتتتتتتتتت؟؟؟؟؟؟!!!😳 😳 😳 😳 😳 😳 😳 😳 😳 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐
+انقدر تعجب؟داشت؟؟؟!!!!مگه تو نگفتی دوس دخترتم؟؟؟
_من اونو گفتم که.......بزارن بازم کار کنی!!!😒 😐 😐 😐
+ولی من جدی جدی میخام یمدت باهات باشم!😏
_😐 😐 😐 😐 حرفی ندارم!!!
+بیا منو تو و لوهان و تیفانی باهم بریم بیرون میای؟؟؟
_حالا چرا اونا؟؟
+تیفانی کسیه که دوسش داری لوهانم دوست صمیمیته حسابی خوش میگذره!!!!😊 😊 😊
_کسی که دوسش دارم؟؟؟😐 😐
+ینی نداری؟؟؟؟واااای تورووخدا بگو نه😢 😢 😢
_چرا ولی دیگه مثله اول نه داره از چشمم میوفته😑 😑 😑
با این حرفم خندم گرفت و بزور خودمو نگع داشتممم😀 😝 😜 😜
+خب پس بریم دیگه؟؟؟!!!!
_حالا ببینم چی میشه 🙄 🙄
دستمو گرفت و کشوند تو اتاق خودش یااااخداااا😰 😰 😰
موهامو او دستش گرفت و سشوآر رو زد به برق و با حوصلع موهامو خشک کرد میترسم امروز ذوق مرگ شمممم😍 😍 :smiling_face_with_
- ۱.۵k
- ۲۴ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط