{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لره دکتر میشه

لره دکتر میشه

از اتاق عمل میاد بیرون.

پسر مریض میپرسه حال پدرم چطوره؟ میگه :پدرت دچار فراموشی شد،پاهاش فلج شده،نمیتونه حرف بزنه، شبها تو خواب داد میزنه

. پسر با ناامیدی تکیه میده به دیوار و میفته .
لره میگه شوخی کردم بابات مرد...
دیدگاه ها (۶)

.

.

ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻗﻠﺐ ﻫﺮﮐﺲﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﺸﺖ ﮔﺮﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺵ ﺍﺳﺖ ...ﻣﺸﺖ ﻣﯽ ﮐ...

.

🪶 فیکشن هزبین هتل - فصل دوم - TVDeer:✍🏻 پارت هفدهم:* واکس با...

#pain #P⁷⁶#season²یونگی بهش نگاه میکنه چطور آروم خوابیده و ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط