{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه آتش بر گونه رز

"بوسه آتش بر گونه رز"
part 16

*چند ساعت بعد*
همه ی مهمون ها رفته بودن و تهیونگ و جونگکوک و این عمارت که متعلق بهشون بود تنها شده بودن
- بیا بریم اتاق..خسته شدم!
تهیونگ بدون حرفی سرشو به تایید تکون میده و باهم میرن سمت اتاق و داخلش میشن.
-دستمال مرطوب میدی؟
جونگکوک میره سمت میز اینه و کشوش رو باز میکنه و دستمال مرطوبی رو برمیداره و به تهیونگ میده. تهیونگ تشکری میکنه و میشینه رو صندلی جلو میز اینه و دست مال مرطوب رو رو صورتش میکشه و میکاپ سبکش رو پاک میکنه.
جونگکوک درحالی که رو taخت لم داده بود و به تاج taخت تکیه داده بود به تهیونگ خیره شده بود...الفا روش قالب بود و چشم هاش به سرخی میدرخشید.
- خیلی جذاب شده بودی امروز..
تهیونگ از تو اینه به چشم های سرخ جونگکوک نگاه میکنه:
- الان نیستم؟
- الان از قبل هم جذاب تر شدی! درست مثل زیبایی اقیانوس...دقیقاً مثل اونی تو هر لحاظ خوشگلی!
تهیونگ لبخندی میزنه و دست مال مرطوبشو تو سطل میندازه. رو همون صندلی سمت جونگکوک برمیگرده و به چشم های جونگکوک که به سرخی اتیش بود نگاه میکنه
- تو هم مثل اتیش میمونی...همونقدر
قدرتمند و زیبا و گرمایی لذت بخش
- چه ترکیب خوبی هستیم!
تهیونگ اوهومی میگه و بلند میشه میره سمت کمد و یه دست لbaس راحتی برمیداره تا لbaساشو عوض کنه. لbaساشو در میاره و از هوای خنک اتاق که رو baدنش میخوره چشم هاش رو میبنده. بی خبر از جونگکوک که با baدن خوش تراشش جونگکوک رو دیوونه و تشنه ی خودش کرده بود.
جونگکوک بلند میشه و سمت تهیونگ میره و از پشت بغل می‌کنه. سرشو میکنه تو گrدنش و نفس عمیقی میکشه:
- چرا انقدر همچیت بی نقصه..
بدَn تهیونگ ناخواسته لرز کوچیکی میکنه. سرشو یکم سمت جونگکوک میچرخونه:
- همونطور که توهم بی نقصی
- نمیتونم جلوی baدنت خودمو نگه دارم
رایحه جونگکوک که بوی تhرiک شدن میداد زیر بینیه تهیونگ میپیچه...یکم اضطراب تموم وجود تهیونگ رو میگیره. طبیعی بود چون اولین بارش بود!
- اجازه میدی لمseت کنم و اولینتو به نام خودم بزنم؟
تهیونگ با مکث سرشو به تایید تکون میده و لbaسی که میخواست بپوشه رو رو زمین میندازه.
( جهت دریافت sمات به پی وی مراجعه کنید🦦)

***
از haموم میان بیرون.
تهیونگ هم سردش بود هم درد داشت. با همون hoله taنش میره رو taخت میشینه و به جونگکوک که داشت لbaس میپوشید نگاه میکنه. بدون حرفی چشماشو میبنده و تمرکز میکنه و تغییر شکل میده و چند لحظه بعد گرگ الفای سفید ولی به شدت کیوت و پشمالو ای رو تخت ظاهر میشه. تهیونگ رو taخت گرد میشه دور خودش و چشم هاش رو میبنده. اینجوری تو قالب گرگش زود تر خوب میشد.
جونگکوک که لbaساشو پوشیده بود سمت تهیونگ برمیگرده که با دیدن گرگ سفیدی که دور خودش گرد شده ذوق میکنه و میره سمتش. hoله ی تهیونگ رو برمیداره و کنار میزاره. کنار تهیونگ رو taخت میشینه و شروع به نوازش کردن جفتش میشه.
- خیلی درد داری آلفا؟
تهیونگ واکنشی نشون نمیده. عصابش به خاطر درد پایین taنش خورد بود و اینو جونگکوک میتونست حس کنه.
- آلفا کوچولو چرا عصبیه؟
تهیونگ سرشو از رو دستش برمیداره و یه جونگکوک نگاه میکنه. چرخی به چشم هاش میده و بلند میشه پشتشو میکنه به جونگکوک و دوباره دراز میکشه و چشم های خسته‌اش رو میبنده.
:))💜
دیدگاه ها (۰)

"بوسه آتش بر گونه رز"part 15سر تهیونگ پایین بود..بوی رایحه ک...

"بوسه آتش بر گونه رز "part 5تهیونگ به چشم هاش خیره شده بود ب...

"بوسه آتش بر گونه رز "part 5تهیونگ به چشم هاش خیره شده بود ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط