{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در سیمای تو

در سیمای تو
روشنایی عجیبی ‌ست
که درختان نارنج را بارور می‌کند
و صدایت، دریایی لاجوردی ست
که هنوز
در گوشم می‌خواند

عطرت، سنجاقکها را مست میکند
تا سرخوشانه روی برکه ها به پرواز درآیند
آه ! ماهرخ ، چه میخواستم بنویسم!
پای تو که به ذهنم باز می شود
به فراموشی عمیق فرو می روم.
دیدگاه ها (۱)

سلام به همه

چشمهایت فراموشی می اورد راستی به تو گفتم دوستت دارم؟؟؟؟؟

سکوتمون درده، سکوتمون رضایته،سکوتمون بغضه، سکوتمون خشمه،سکوت...

ولی تو یک اتفاق خوبی مثل یک گل وسط صحنه جنگ..........!!

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

دلبر جاندر سیماے توروشنایی عجیبی‌ست... ڪـه درختان نارنج را ب...

‌♥️♥️♥️در صدای تو آبی ست‏و نو می شود کهنه،وقتی که از پنجره ی...

اشک های توشانه ام را خیس می کندو زخم سال های پیش را می سوزان...

اشک های تو شانه ام را خیس می کند و زخم سال های پیش را می سو...

اشک های توشانه ام را خیس می کندو زخم سال های پیش را می سوزان...

اشک های توشانه ام را خیس می کندو زخم سال های پیش را می سوزان...

با خیال تو اوج می گیرم ،‌سبز می شوم و بالا می روم ....می خوا...

بالاخره روزی قرصی درست می شود، که با خوردنش، هر چیز را که بخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط