{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانۍکه نِگاهی به نگاهَت نِگران است؟

دانۍکه نِگاهی به نگاهَت نِگران است؟
در مرگ دلم پایِ خیالت به میان است؟

در شعـر پریشـان نظـران جـای ندارند
زیبـایی چشمانِ تـو معیـار بیان است

با دیـدن تـو رنگ ز رخسارِ جهان رفت
این دیدنت انگار کـه تکرارِ خزان است

اۍعشق کمۍشعربخوان مست شوم من
آوای تـو مستانه تر از صوتِ اذان است

زیبـاتـر از آنی کـه ز وصفت بـه در آیم
نـور نگهت؛ مـرجعِ اشعـارِ گـران است

در هـر نفسـم ؛ بـاز بخـوان راز دلـم را
این شعر پر ازحرفِ دل و سِرّ نهان است
دیدگاه ها (۱)

روزهای #تلخ بی پایان امانم را بریداین نفس های وامانده #جانم ...

امشب شبی دیگر شدومن با دلم تنها شدمگفتم حدیث عاشقی رسوا تر ا...

زمستانیک تـو می‌خواهد.یک تو که دستانش را بشودبی هیچ دلهره‌‌ا...

زمستان است دو میل و یک کاموا و من خیال می بافم خیالِ تو راو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط